unsettles

[ایالات متحده]/ʌnˈsɛtəlz/
[بریتانیا]/ʌnˈsɛtəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مزاحم شدن یا کسی را نگران کردن؛ تکان دادن یا مختل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unsettles me

من را آشفته می‌کند

unsettles us

ما را آشفته می‌کند

unsettles you

شما را آشفته می‌کند

unsettles them

آنها را آشفته می‌کند

unsettles everything

همه چیز را آشفته می‌کند

unsettles the mind

ذهن را آشفته می‌کند

unsettles the balance

تعادل را آشفته می‌کند

unsettles the peace

آرامش را آشفته می‌کند

unsettles my thoughts

افکار من را آشفته می‌کند

جملات نمونه

the sudden noise unsettles the baby.

صدای ناگهانی باعث آزرده‌خاطر شدن نوزاد می‌شود.

changes in routine often unsettle pets.

تغییرات در برنامه معمولاً حیوانات خانگی را آزرده می‌کند.

the news of layoffs unsettles the employees.

خبر تعدیل‌ها باعث آزرده‌خاطر شدن کارمندان می‌شود.

her unexpected arrival unsettles the meeting.

ظهور ناگهانی او باعث آزرده‌خاطر شدن جلسه می‌شود.

the movie's ending unsettles the audience.

پایان فیلم باعث آزرده‌خاطر شدن مخاطبان می‌شود.

the unexpected storm unsettles the travelers.

طوفان غیرمنتظره باعث آزرده‌خاطر شدن مسافران می‌شود.

her criticism unsettles his confidence.

انتقاد او باعث آزرده‌خاطر شدن اعتماد به نفس او می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید