bothers

[ایالات متحده]/ˈbɒðərz/
[بریتانیا]/ˈbɑːðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزها یا افرادی که باعث آزار، مشکل یا سختی می‌شوند.
v. کسی یا چیزی را آزار دادن، مشکل‌ساز بودن یا تحریک کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

it bothers me

منو آزار میده

don't bother me

منو اذیت نکن

جملات نمونه

it bothers me when people are late.

وقتی مردم دیر می‌رسند، آزارم می‌دهد.

his constant questions really bother her.

سوالات مداوم او واقعاً او را آزار می‌دهد.

noise from the construction site bothers the residents.

سر و صدای محل ساخت و ساز باعث آزار ساکنان می‌شود.

it bothers him that he forgot her birthday.

اینکه تولدش را فراموش کرده باعث آزار او می‌شود.

she doesn’t understand why it bothers him so much.

او نمی‌فهمد چرا اینقدر آزارش می‌دهد.

what really bothers me is the lack of communication.

آنچه واقعاً آزارم می‌دهد، فقدان ارتباط است.

it bothers me when people interrupt others.

وقتی مردم صحبت دیگران را قطع می‌کنند، آزارم می‌دهد.

he said it bothers him to see litter on the streets.

او گفت دیدن زباله در خیابان‌ها آزارش می‌دهد.

it bothers her that he never listens.

اینکه او هرگز گوش نمی‌دهد، باعث آزار او می‌شود.

sometimes, what bothers us is out of our control.

گاهی اوقات، آنچه ما را آزار می‌دهد، خارج از کنترل ماست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید