unshakable

[ایالات متحده]/ʌnˈʃeikəbl/
[بریتانیا]/ʌn'ʃekəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adj. محکم و مصمم، ناتوان از لرزیدن یا جابجا شدن.

جملات نمونه

An unshakable belief sustained me.

یک باور ناگسستنی مرا حفظ کرد.

Due to the inrooted patriarchism,their awareness of self-consciousnessand resistance to patriarchism always lead to tragedies but meanwhile they make the unshakable patriarchism waver.

به دلیل ریشه‌دار بودن نظام پدرسالاری، آگاهی از خودآگاهی و مقاومت در برابر آن همواره منجر به تراژدی می‌شود، اما در عین حال باعث لرزش نظام پدرسالاری غیرقابل‌تغییر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید