unshapable

[ایالات متحده]/[ʌnˈʃeɪpəbl]/
[بریتانیا]/[ʌnˈʃeɪpəbl]/

ترجمه

adj. نمی‌تواند شکل یا مدل گرفته شود؛ مقاوم در برابر شکل‌گیری یا مدل‌سازی.

عبارات و ترکیب‌ها

unshapable mass

جُرم بدون شکل

unshapable material

مواد بدون شکل

جملات نمونه

the clay felt unshapable in my hands, refusing to take any form.

خاک رس در دست من غیرقابل شکل‌گیری بود و هر گونه شکلی را نمی‌پذیرفت.

his future seemed unshapable, full of possibilities but lacking direction.

آینده او غیرقابل شکل‌گیری به نظر می‌رسید، پر از امکانات اما بدون جهت.

the data was unshapable into a clear trend; it was all over the place.

داده‌ها را نمی‌توانستیم به یک روند واضح تبدیل کنیم؛ همه جا پراکنده بود.

the problem was unshapable into a simple equation with a single solution.

این مسئله را نمی‌توانستیم به یک معادله ساده با یک راه‌حل تبدیل کنیم.

the artist found the material unshapable for the sculpture he envisioned.

هنرمند متوجه شد که ماده‌ای که در نظر داشت غیرقابل شکل‌گیری است.

the feeling was unshapable, a strange mix of joy and melancholy.

احساس غیرقابل شکل‌گیری بود، ترکیب غریبی از خوشحالی و افسردگی.

the argument was unshapable into a coherent narrative; it was disjointed.

ارگومان را نمی‌توانستیم به یک داستان منسجم تبدیل کنیم؛ قطعه‌ای بود.

the market proved unshapable by traditional forecasting models.

بازار ثابت کرد که با مدل‌های پیش‌بینی سنتی غیرقابل شکل‌گیری است.

the experience was unshapable, defying any attempt at categorization.

تجربه غیرقابل شکل‌گیری بود، هر سعی در دسته‌بندی را نیز رد می‌کرد.

the task was unshapable into a routine; it required constant adaptation.

این وظیفه را نمی‌توانستیم به یک روال تبدیل کنیم؛ نیاز به تطبیق مداوم داشت.

the concept was unshapable, existing only as an abstract idea.

این مفهوم غیرقابل شکل‌گیری بود و فقط به عنوان یک ایده مجرد وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید