unshelled

[ایالات متحده]/ʌnˈʃɛld/
[بریتانیا]/ʌnˈʃɛld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوست گرفته نشده; بدون پوست

عبارات و ترکیب‌ها

unshelled nuts

آجیل‌های بدون پوست

unshelled peas

نازک‌جان‌های بدون پوست

unshelled seeds

دانه‌های بدون پوست

unshelled beans

لوبیاهای بدون پوست

unshelled almonds

بادام‌های بدون پوست

unshelled sunflower

آفتابگردان‌های بدون پوست

unshelled pistachios

پistachios بدون پوست

unshelled walnuts

گردوهای بدون پوست

unshelled peanuts

فندق‌های بدون پوست

unshelled hazelnuts

زیره های بدون پوست

جملات نمونه

unshelled peanuts are often used in cooking.

بادام زمینی بدون پوست اغلب در آشپزی استفاده می شود.

she prefers unshelled almonds for their crunchiness.

او به دلیل تردی، بادام زمینی بدون پوست را ترجیح می دهد.

unshelled seeds can be a healthy snack option.

دانه‌های بدون پوست می توانند یک گزینه میان وعده سالم باشند.

he bought a bag of unshelled walnuts for baking.

او یک کیسه گردوی بدون پوست برای پخت و پز خرید.

the recipe calls for unshelled pistachios.

دستور غذا پسته بدون پوست نیاز دارد.

unshelled sunflower seeds are great for salads.

دانه‌های آفتابگردان بدون پوست برای سالاد عالی هستند.

she enjoys snacking on unshelled pumpkin seeds.

او از خوردن دانه کدو تنبل بدون پوست لذت می برد.

unshelled nuts can be more flavorful than shelled ones.

آجیل بدون پوست می تواند طعم بهتری نسبت به آجیل پوست کنده داشته باشد.

he added unshelled hazelnuts to the dessert.

او به دسر، فندق بدون پوست اضافه کرد.

unshelled legumes are often used in traditional dishes.

حبوبات بدون پوست اغلب در غذاهای سنتی استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید