unsnarl

[ایالات متحده]/ʌnˈsnɑːl/
[بریتانیا]/ʌnˈsnɑrl/

ترجمه

vt. گره‌گشایی یا آزاد کردن از گره‌ها
Word Forms
شکل سوم شخص مفردunsnarls
صفت یا فعل حال استمراریunsnarling
زمان گذشتهunsnarled
قسمت سوم فعلunsnarled

عبارات و ترکیب‌ها

unsnarl traffic

رفع انسداد ترافیک

unsnarl issues

رفع مشکلات

unsnarl thoughts

رفع ابهام ذهنی

unsnarl problems

حل مشکلات

unsnarl confusion

رفع سردرگمی

unsnarl relationships

رفع تنش در روابط

unsnarl emotions

رفع اختلالات عاطفی

unsnarl plans

رفع موانع برنامه‌ها

unsnarl details

رفع ابهام در جزئیات

unsnarl ideas

رفع انسداد ایده‌ها

جملات نمونه

she tried to unsnarl the mess of wires under her desk.

او تلاش کرد تا آشفتگی سیم‌ها زیر میزش را باز کند.

it took hours to unsnarl the traffic jam on the highway.

برای باز کردن ترافیک سنگین در بزرگراه، ساعت‌ها طول کشید.

he worked hard to unsnarl his complicated feelings about the situation.

او سخت تلاش کرد تا احساسات پیچیده خود در مورد این وضعیت را باز کند.

the team was able to unsnarl the issues in the project.

تیم توانست مشکلات پروژه را باز کند.

she needed to unsnarl her thoughts before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری نیاز داشت تا افکار خود را باز کند.

they called a specialist to help unsnarl the software bugs.

آنها برای کمک به رفع اشکالات نرم‌افزار با یک متخصص تماس گرفتند.

the detective worked to unsnarl the clues left at the crime scene.

مامور پلیس برای باز کردن سرنخ‌های رها شده در صحنه جرم تلاش کرد.

after the meeting, he needed time to unsnarl the discussion points.

پس از جلسه، او به زمان برای باز کردن نکات مورد بحث نیاز داشت.

she used a comb to unsnarl her hair after swimming.

او بعد از شنا از یک شانه برای باز کردن موهایش استفاده کرد.

it was necessary to unsnarl the logistics before the event.

قبل از رویداد، باز کردن مسائل مربوط به لجستیک ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید