unsnarled

[ایالات متحده]/ʌnˈsnɑːld/
[بریتانیا]/ʌnˈsnɑrld/

ترجمه

v. گره‌گشایی یا آزاد کردن از گره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

unsnarled path

مسیر باز شده

unsnarled situation

وضعیت باز شده

unsnarled thread

نخ باز شده

unsnarled cable

کابل باز شده

unsnarled knot

گره باز شده

unsnarled hair

مو باز شده

unsnarled rope

طناب باز شده

unsnarled wires

سیم‌های باز شده

unsnarled lines

خطوط باز شده

unsnarled message

پیام باز شده

جملات نمونه

the detective managed to get the story unsnarled.

مامور پلیس توانست داستان را باز کند.

after hours of discussion, we finally unsnarled the issue.

پس از ساعت‌ها بحث، بالاخره مشکل را باز کردیم.

she unsnarled the complicated instructions with ease.

او به راحتی دستورالعمل‌های پیچیده را باز کرد.

the team worked together to unsnarl the project timeline.

تیم برای باز کردن جدول زمانی پروژه با هم همکاری کردند.

it took some time, but we finally unsnarled the misunderstanding.

کمی طول کشید، اما بالاخره سوء تفاهم را باز کردیم.

he unsnarled the tangled wires to fix the device.

او سیم‌های درهم‌ریخته را باز کرد تا دستگاه را تعمیر کند.

we need to unsnarl our priorities before moving forward.

ما باید قبل از ادامه دادن اولویت‌های خود را باز کنیم.

they unsnarled the legal issues before the trial.

آنها مسائل حقوقی را قبل از محاکمه باز کردند.

to succeed, we must unsnarl the communication barriers.

برای موفقیت، ما باید موانع ارتباطی را باز کنیم.

the coach helped the players unsnarl their strategies.

مربی به بازیکنان کمک کرد تا استراتژی‌های خود را باز کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید