unsolder joint
اتصال باز نشده
unsolder wire
سیم باز نشده
unsolder component
اجزای باز نشده
unsolder connection
اتصال باز نشده
unsolder circuit
مدار باز نشده
unsolder pad
پد باز نشده
unsolder lead
سر سیم باز نشده
unsolder terminal
ترمینال باز نشده
unsolder trace
مسیر باز نشده
unsolder pcb
برد PCB باز نشده
it is necessary to unsolder the components before replacing them.
قبل از جایگزینی، لازم است قطعات را جدا کنید.
to fix the circuit, you need to unsolder the faulty part.
برای تعمیر مدار، باید قطعه معیوب را جدا کنید.
he decided to unsolder the wires to make the repair easier.
او تصمیم گرفت سیمها را جدا کند تا تعمیر آسانتر شود.
make sure to unsolder carefully to avoid damaging the board.
مطمئن شوید که با دقت جدا کنید تا به برد آسیبی نرسد.
you should unsolder the connections before cleaning the board.
قبل از تمیز کردن برد، اتصالات را جدا کنید.
learning how to unsolder is essential for electronics repair.
یادگیری نحوه جدا کردن برای تعمیرات الکترونیکی ضروری است.
after unsoldering the chip, he replaced it with a new one.
پس از جدا کردن تراشه، او آن را با یک تراشه جدید جایگزین کرد.
to upgrade the device, you will need to unsolder the old components.
برای ارتقاء دستگاه، باید قطعات قدیمی را جدا کنید.
it's important to unsolder the battery carefully to avoid short circuits.
مهم است که باتری را با دقت جدا کنید تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
he used a soldering iron to unsolder the connections quickly.
او از یک هویه برای جدا کردن سریع اتصالات استفاده کرد.
unsolder joint
اتصال باز نشده
unsolder wire
سیم باز نشده
unsolder component
اجزای باز نشده
unsolder connection
اتصال باز نشده
unsolder circuit
مدار باز نشده
unsolder pad
پد باز نشده
unsolder lead
سر سیم باز نشده
unsolder terminal
ترمینال باز نشده
unsolder trace
مسیر باز نشده
unsolder pcb
برد PCB باز نشده
it is necessary to unsolder the components before replacing them.
قبل از جایگزینی، لازم است قطعات را جدا کنید.
to fix the circuit, you need to unsolder the faulty part.
برای تعمیر مدار، باید قطعه معیوب را جدا کنید.
he decided to unsolder the wires to make the repair easier.
او تصمیم گرفت سیمها را جدا کند تا تعمیر آسانتر شود.
make sure to unsolder carefully to avoid damaging the board.
مطمئن شوید که با دقت جدا کنید تا به برد آسیبی نرسد.
you should unsolder the connections before cleaning the board.
قبل از تمیز کردن برد، اتصالات را جدا کنید.
learning how to unsolder is essential for electronics repair.
یادگیری نحوه جدا کردن برای تعمیرات الکترونیکی ضروری است.
after unsoldering the chip, he replaced it with a new one.
پس از جدا کردن تراشه، او آن را با یک تراشه جدید جایگزین کرد.
to upgrade the device, you will need to unsolder the old components.
برای ارتقاء دستگاه، باید قطعات قدیمی را جدا کنید.
it's important to unsolder the battery carefully to avoid short circuits.
مهم است که باتری را با دقت جدا کنید تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
he used a soldering iron to unsolder the connections quickly.
او از یک هویه برای جدا کردن سریع اتصالات استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید