unspool

[ایالات متحده]/ʌnˈspuːl/
[بریتانیا]/ʌnˈspuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فیلم را پخش کردن یا نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

unspool the tape

باز کردن کاست

unspool the story

باز کردن داستان

unspool the film

باز کردن فیلم

unspool the thread

باز کردن نخ

unspool the data

باز کردن داده‌ها

unspool the narrative

باز کردن روایت

unspool the events

باز کردن رویدادها

unspool the memories

باز کردن خاطرات

unspool the sequence

باز کردن دنباله

unspool the project

باز کردن پروژه

جملات نمونه

the film began to unspool in front of the audience.

فیلم شروع به باز شدن در مقابل تماشاگران کرد.

as she spoke, memories began to unspool in his mind.

همانطور که صحبت می کرد، خاطرات در ذهنش شروع به باز شدن کردند.

he watched the tape unspool from the old cassette player.

او تماشا کرد که نوار از پخش کننده کاست قدیمی باز می شود.

the story will unspool over several episodes.

داستان در طول چند قسمت باز خواهد شد.

she let her thoughts unspool as she walked through the park.

او اجازه داد افکارش آزادانه در حین قدم زدن در پارک باز شوند.

he began to unspool the details of the project during the meeting.

او شروع به باز کردن جزئیات پروژه در طول جلسه کرد.

the artist allowed her creativity to unspool freely.

هنرمند اجازه داد خلاقیتش آزادانه باز شود.

as the yarn began to unspool, the cat pounced on it.

همانطور که نخ شروع به باز شدن کرد، گربه به آن پرید.

the documentary will unspool the truth behind the events.

مستند حقیقت پشت رویدادها را آشکار خواهد کرد.

she watched her life unspool like a movie in her mind.

او زندگی خود را مانند یک فیلم در ذهنش تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید