unstained

[ایالات متحده]/ʌnˈsteɪnd/
[بریتانیا]/ʌnˈsteɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون علامت یا آسیب دیده

عبارات و ترکیب‌ها

unstained reputation

شهرت ننگ‌زده

unstained honor

افتخار ننگ‌زده

unstained conscience

وجدان ننگ‌زده

unstained record

سابقه ننگ‌زده

unstained image

تصویر ننگ‌زده

unstained character

شخصیت ننگ‌زده

unstained past

گذشته ننگ‌زده

unstained legacy

میراث ننگ‌زده

unstained faith

ایمان ننگ‌زده

unstained soul

روح ننگ‌زده

جملات نمونه

the fabric remained unstained after the spill.

پارچه پس از ریختن، بدون لکه باقی ماند.

her reputation was unstained by the scandal.

شهرت او با وجود رسوایی، دست نخورده باقی ماند.

the walls of the old house were still unstained.

دیوارهای خانه قدیمی هنوز دست نخورده بودند.

he kept his record unstained throughout his career.

او سابقه خود را در طول دوران حرفه ای خود دست نخورده نگه داشت.

the painting looked unstained despite its age.

نقاشی با وجود قدمتش، دست نخورده به نظر می رسید.

she wore an unstained white dress to the event.

او یک لباس سفید دست نخورده به این رویداد پوشید.

the lake's water was clear and unstained.

آب دریاچه شفاف و دست نخورده بود.

they aimed to keep their friendship unstained by conflict.

آنها قصد داشتند دوستی خود را از درگیری مصون نگه دارند.

the child's innocence remained unstained.

معصومیت کودک دست نخورده باقی ماند.

his thoughts were pure and unstained by negativity.

افکار او خالص و دست نخورده به منفی نبودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید