unstalked

[ایالات متحده]/ʌnˈstɔːkt/
[بریتانیا]/ʌnˈstɔːkt/

ترجمه

adj. بدون ساق یا ساقه

عبارات و ترکیب‌ها

unstalked territory

منطقه بدون شکار

unstalked paths

مسیرهای بدون شکار

unstalked areas

مناطقی بدون شکار

unstalked places

مکان‌های بدون شکار

unstalked moments

لحظات بدون شکار

unstalked zones

مناطقی بدون شکار

unstalked regions

مناطق بدون شکار

unstalked dreams

رویاهای بدون شکار

unstalked fields

زمین‌های بدون شکار

جملات نمونه

the forest felt peaceful and unstalked.

جنگل احساسی آرام و بدون خطر داشت.

she enjoyed the unstalked beauty of nature.

او از زیبایی دست نخورده طبیعت لذت برد.

in the unstalked moments, i found clarity.

در لحظات دست نخورده، من وضوح را پیدا کردم.

the animals roamed freely in the unstalked area.

حیوانات به طور آزادانه در منطقه دست نخورده پرسه می زدند.

he preferred unstalked paths for his morning runs.

او ترجیح می داد مسیرهای دست نخورده را برای دویدن های صبح خود انتخاب کند.

the garden was a hidden, unstalked paradise.

باغ یک بهشت دست نخورده و پنهان بود.

we found an unstalked spot by the river to relax.

ما یک مکان دست نخورده در کنار رودخانه برای استراحت پیدا کردیم.

the photographer captured the unstalked essence of wildlife.

عکاس جوهر حیات وحش دست نخورده را به تصویر کشید.

her thoughts flowed in the unstalked silence of the night.

افکار او در سکوت دست نخورده شب جریان داشت.

they enjoyed the unstalked moments of their vacation.

آنها از لحظات دست نخورده تعطیلات خود لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید