unstamped

[ایالات متحده]/ʌnˈstæmpd/
[بریتانیا]/ʌnˈstæmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون مهر خوردگی

عبارات و ترکیب‌ها

unstamped letter

نامه بدون تمبر

unstamped envelope

پاکت بدون تمبر

unstamped document

سند بدون تمبر

unstamped package

بسته بدون تمبر

unstamped card

کارت پستال بدون تمبر

unstamped mail

پست بدون تمبر

unstamped invoice

صورت‌حساب بدون تمبر

unstamped receipt

رسید بدون تمبر

unstamped ticket

بلیط بدون تمبر

unstamped form

فرم بدون تمبر

جملات نمونه

the letter was left unstamped on the table.

نامه بدون تمبر روی میز رها شده بود.

he received an unstamped package in the mail.

او یک بسته بدون تمبر از طریق پست دریافت کرد.

all unstamped documents must be returned.

تمام مدارک بدون تمبر باید بازگردانده شوند.

she forgot to send the unstamped postcard.

او فراموش کرد کارت پستال بدون تمبر را ارسال کند.

the unstamped envelope was considered invalid.

پاکت بدون تمبر نامعتبر تلقی شد.

he found an unstamped invitation in his drawer.

او یک دعوتنامه بدون تمبر در کشوی خود پیدا کرد.

the office policy states that unstamped forms will not be processed.

سیاست دفتر بیان می‌کند که فرم‌های بدون تمبر پردازش نخواهند شد.

she was upset about receiving an unstamped letter.

او از دریافت نامه‌ای بدون تمبر ناراحت بود.

they returned the unstamped items to the sender.

آنها اقلام بدون تمبر را به فرستنده بازگرداندند.

make sure to check for unstamped invoices before submission.

حتماً قبل از ارسال، فاکتورهای بدون تمبر را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید