unstorable

[ایالات متحده]/ʌnˈstɔːrəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈstɔːrəbl/

ترجمه

adj. نمی‌تواند در یک سیستم ذخیره‌سازی نگهداری شود یا ذخیره شود.

عبارات و ترکیب‌ها

unstorable data

داده‌های قابل ذخیره نکردن

unstorable memories

خاطرات قابل ذخیره نکردن

unstorable moments

لحظات قابل ذخیره نکردن

unstorable experiences

تجربیات قابل ذخیره نکردن

unstorable emotions

احساسات قابل ذخیره نکردن

unstorable information

اطلاعات قابل ذخیره نکردن

unstorable secrets

سررازهای قابل ذخیره نکردن

unstorable feelings

احساسات قابل ذخیره نکردن

unstorable items

آیتم‌های قابل ذخیره نکردن

unstorable substances

ماده‌های قابل ذخیره نکردن

جملات نمونه

the refugees carried unstorable memories of the war that haunted them for years.

پناهندگان حافظه‌هایی غیرقابل نگهداری از جنگ را همراه داشتند که به مدت سال‌ها آن‌ها را درگیر می‌کرد.

nuclear waste remains unstorable for centuries, posing a long-term environmental threat.

نفايات هسته‌ای به مدت قرن‌ها غیرقابل نگهداری می‌ماند و تهدید محیط زیستی بلندمدتی ایجاد می‌کند.

fresh dairy products are unstorable at room temperature and must be refrigerated immediately.

محصولات د乳新鲜 در دمای اتاق غیرقابل نگهداری هستند و باید فوراً در یخچال نگهداری شوند.

the researcher developed a revolutionary method for handling otherwise unstorable biological samples.

پژوهشگر روش انقلابی برای کار با نمونه‌های زیستی که در غیاب این روش غیرقابل نگهداری هستند توسعه داد.

emergency medical teams transported unstorable vaccines that required continuous freezing.

تیم‌های پزشکی اضطراری واکسن‌های غیرقابل نگهداری را حمل کردند که نیاز به یخ‌زدن مداوم داشتند.

the unique chemical compound proved unstorable in conventional containers due to its volatility.

این ترکیب شیمیایی منحصر به فرد ثابت شد که در ظروف معمولی غیرقابل نگهداری است به دلیل ناپایداری آن.

humanitarian organizations struggle with unstorable food supplies that spoil quickly in hot climates.

سازمان‌های کمک‌های انسانی با تأمین‌کننده‌های غذایی غیرقابل نگهداری که در آب و هواهای گرم به سرعت فساد می‌کنند، کار دشواری دارند.

the unstable isotope is unstorable and must be used immediately after production.

ایزوتوپ ناپایدار غیرقابل نگهداری است و باید فوراً پس از تولید استفاده شود.

archaeologists faced the challenge of preserving unstorable ancient textiles found in the tomb.

آرکیولوژیست‌ها با چالش حفظ بافت‌های باستانی غیرقابل نگهداری که در تابوت یافت شدند، مواجه شدند.

the power grid relies on batteries since solar energy remains unstorable overnight.

شبکه برق به باتری‌ها وابسته است زیرا انرژی خورشیدی به طور مداوم غیرقابل نگهداری است.

fishermen must sell their catch quickly because fresh fish are unstorable without ice.

صیادان باید محصولات خود را به سرعت بفروشند زیرا ماهی تازه بدون یخ غیرقابل نگهداری است.

medical facilities require specialized equipment for unstorable blood products that expire rapidly.

مراکز پزشکی تجهیزات ویژه‌ای برای محصولات خونی غیرقابل نگهداری که به سرعت منقضی می‌شوند، نیاز دارند.

the bakery produces fresh goods daily because baked items become unstorable after 24 hours.

بیکری به طور روزانه کالا‌های تازه تولید می‌کند زیرا محصولات پخته شده پس از 24 ساعت غیرقابل نگهداری می‌شوند.

scientists are researching unstorable hydrogen fuel cells for future transportation applications.

دانشمندان در حال تحقیق در مورد سلول‌های سوخت هیدروژنی غیرقابل نگهداری برای کاربردهای حمل و نقل آینده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید