unsupplied

[ایالات متحده]/[ʌnˈsʌ plaɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈsʌ plaɪd]/

ترجمه

adj.فاقد چیزی؛ فاقد تامین؛ بدون تجهیزات.
v.از تامین یا رساندن بازماندن.

عبارات و ترکیب‌ها

unsupplied power

برق تامین نشده

unsupplied data

اطلاعات تامین نشده

being unsupplied

در حال تامین نشدن

unsupplied information

اطلاعات تامین نشده

unsupplied parts

قطعات تامین نشده

unsupplied goods

کالا‌های تامین نشده

unsupplied request

درخواست تامین نشده

unsupplied service

خدمات تامین نشده

unsupplied funds

بودجه تامین نشده

unsupplied list

لیست تامین نشده

جملات نمونه

the warehouse had a large number of unsupplied components.

انبار تعداد زیادی قطعات تامین نشده داشت.

we found several unsupplied requests in the system.

ما چندین درخواست تامین نشده در سیستم پیدا کردیم.

the project was delayed due to unsupplied materials.

به دلیل مواد تامین نشده، پروژه به تعویق افتاد.

the customer complained about the unsupplied service.

مشتری در مورد خدمات تامین نشده شکایت کرد.

many positions remained unsupplied after the restructuring.

پس از بازسازی، بسیاری از مشاغل تامین نشده باقی ماندند.

the report highlighted areas where data was unsupplied.

گزارش مناطقی را برجسته کرد که داده ها تامین نشده بودند.

the unsupplied information hindered our analysis.

اطلاعات تامین نشده مانع از تجزیه و تحلیل ما شد.

the team worked to address the unsupplied needs of the community.

تیم برای رفع نیازهای تامین نشده جامعه تلاش کرد.

the unsupplied budget created challenges for the department.

بودجه تامین نشده چالش هایی را برای بخش ایجاد کرد.

the unsupplied power supply caused a system failure.

تامین برق تامین نشده باعث خرابی سیستم شد.

the unsupplied feedback prevented further improvements.

بازخورد تامین نشده مانع از بهبود بیشتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید