unsweet

[ایالات متحده]/ʌnˈswiːt/
[بریتانیا]/ʌnˈswiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر شیرین; ناخوشایند در طعم; دارای طعم یا بوی بد; بی‌مزه; نامطلوب

عبارات و ترکیب‌ها

unsweet tea

چای بدون شکر

unsweet chocolate

شکلات بدون شکر

unsweetened yogurt

ماست بدون شکر

unsweet sauce

سس بدون شکر

unsweet dessert

دسر بدون شکر

unsweetened almond milk

شیر بادام بدون شکر

unsweetened cereal

غلات بدون شکر

unsweetened beverage

نوشیدنی بدون شکر

unsweetened applesauce

پوره سیب بدون شکر

unsweetened peanut butter

كره بادام زمینی بدون شکر

جملات نمونه

the tea was unsweet, perfect for my taste.

چای بدون شکر بود، دقیقا مطابق با سلیقه‌ی من.

she prefers unsweetened yogurt for breakfast.

او ترجیح می‌دهد ماست بدون شکر را برای صبحانه بخورد.

he likes his coffee unsweet, just a splash of cream.

او قهوه‌اش را بدون شکر دوست دارد، فقط کمی خامه.

unsweet fruits are often more nutritious.

میوه‌های بدون شکر اغلب مغذی‌تر هستند.

the recipe calls for unsweetened cocoa powder.

دستور العمل به پودر کاکائو بدون شکر نیاز دارد.

unsweetened almond milk is a great dairy alternative.

شیر بادام بدون شکر یک جایگزین عالی برای لبنیات است.

she enjoys unsweetened iced tea during summer.

او در تابستان از چای یخی بدون شکر لذت می‌برد.

unsweetened applesauce can be used in baking.

می‌توان از پوره سیب بدون شکر در پخت و پز استفاده کرد.

many health-conscious people choose unsweet snacks.

بسیاری از افراد آگاه به سلامتی میان وعده‌های بدون شکر را انتخاب می‌کنند.

she added a pinch of salt to the unsweet dish.

او کمی نمک به غذای بدون شکر اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید