untagged

[ایالات متحده]/ʌnˈtæɡd/
[بریتانیا]/ʌnˈtæɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون برچسب زده شده

عبارات و ترکیب‌ها

untagged content

محتوای بدون برچسب

untagged data

داده‌های بدون برچسب

untagged files

فایل‌های بدون برچسب

untagged elements

عناصر بدون برچسب

untagged text

متن بدون برچسب

untagged images

تصاویر بدون برچسب

untagged records

رکورد‌های بدون برچسب

untagged variables

متغیرهای بدون برچسب

untagged attributes

ویژگی‌های بدون برچسب

untagged categories

دسته‌بندی‌های بدون برچسب

جملات نمونه

the document was left untagged, causing confusion.

مهمند، باعث سردرگمی شد.

make sure all images are untagged before submission.

مطمئن شوید که همه تصاویر قبل از ارسال برچسب‌گذاری نشده‌اند.

the untagged files need to be organized properly.

فایل‌های بدون برچسب باید به درستی سازماندهی شوند.

she prefers untagged photos for her personal collection.

او ترجیح می‌دهد عکس‌های بدون برچسب را برای مجموعه شخصی خود انتخاب کند.

we found several untagged items in the storage room.

ما چندین مورد بدون برچسب را در اتاق ذخیره‌سازی پیدا کردیم.

untagged content can lead to misinterpretation.

محتوای بدون برچسب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

all untagged data should be reviewed for accuracy.

همه داده‌های بدون برچسب باید برای اطمینان از صحت بررسی شوند.

he prefers untagged versions of songs for his playlist.

او ترجیح می‌دهد نسخه‌های بدون برچسب آهنگ‌ها را برای لیست پخش خود انتخاب کند.

the untagged sections of the report require attention.

بخش‌های بدون برچسب گزارش نیاز به توجه دارند.

untagged entries in the database can cause issues.

ورودهای بدون برچسب در پایگاه داده می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید