untied

[ایالات متحده]/ʌnˈtaɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈtaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته untie؛ باز کردن یا شل کردن
adj. بسته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

untied shoelaces

کمربند گسیخته

untied ribbon

جوراب گسیخته

untied knots

گره های باز

untied hair

موهای باز

untied belt

کمربند گسیخته

untied bag

کیف بدون بست

untied strings

سیم های باز

untied laces

نخ های باز

untied cord

طناب باز

untied ties

کراوات های گسیخته

جملات نمونه

the dog was untied and ran freely in the park.

سگ باز شده و آزادانه در پارک می‌دوید.

she untied the ribbon from the gift box.

او روبان را از جعبه هدیه باز کرد.

after the meeting, he untied his tie and relaxed.

بعد از جلسه، او کراوات خود را باز کرد و استراحت کرد.

the children untied the balloons and watched them float away.

کودکان بادکنک‌ها را باز کردند و تماشا کردند که دور می‌شوند.

she untied the knots in the rope with ease.

او به راحتی گره‌های طناب را باز کرد.

he untied his shoes before entering the house.

او قبل از ورود به خانه کفشش را باز کرد.

the cat was finally untied from the chair.

گربه بالاخره از روی صندلی باز شد.

they untied the boat from the dock to set sail.

آنها قایق را از اسکله باز کردند تا بادبندی کنند.

she felt relieved when the stress was untied from her mind.

او احساس راحتی کرد وقتی استرس از ذهنش دور شد.

he untied the secret of the ancient treasure.

او راز گنج باستانی را کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید