tied up
بسته شد
tied together
گره زده شده
tied the knot
گره خورد
all tied up
کاملاً گره خورده
tied up with
گره خورده با
tied down
متعهد شده
We tied up at the riverside.
ما کنار رودخانه پهلو گرفتیم.
He tied the parcel with twine.
او بسته را با طناب بست.
they tied Max to a chair.
آنها مکس را به یک صندلی بستند.
he tied for second in the league.
او برای دوم شدن در لیگ با دیگران مساوی شد.
a neatly tied package.
یک بسته به خوبی بسته بندی شده.
the first tied match in the league.
اولین مسابقه مساوی در لیگ.
The horse is tied up to the manger.
اسب به طاقچه بسته شده است.
The accident tied up traffic.
حادثه باعث ایجاد ترافیک شد.
The score was tied at 11 up.
امتیاز در 11 مساوی بود.
She tied the ribbon in a bow.
او روبان را به شکل یک پاپیون بست.
The parcel was tied with string.
بسته با نخ بسته شده بود.
The traffic was tied up by the accident.
ترافیک به دلیل حادثه مسدود شده بود.
They tied the ship to the quay with ropes.
آنها کشتی را با طناب به اسکله بستند.
He tied the parcel.
او بسته را بست.
The sticks are tied together.
چوبها به هم بسته شدهاند.
The strike tied up the factory.
اعتصاب باعث تعطیلی کارخانه شد.
She was tied up in a meeting all morning. The phone was tied up for an hour.
او تمام صبح درگیر یک جلسه بود. تلفن به مدت یک ساعت مشغول بود.
They tied a noose round her neck.
آنها یک طناب دار دور گردن او بستند.
tied up
بسته شد
tied together
گره زده شده
tied the knot
گره خورد
all tied up
کاملاً گره خورده
tied up with
گره خورده با
tied down
متعهد شده
We tied up at the riverside.
ما کنار رودخانه پهلو گرفتیم.
He tied the parcel with twine.
او بسته را با طناب بست.
they tied Max to a chair.
آنها مکس را به یک صندلی بستند.
he tied for second in the league.
او برای دوم شدن در لیگ با دیگران مساوی شد.
a neatly tied package.
یک بسته به خوبی بسته بندی شده.
the first tied match in the league.
اولین مسابقه مساوی در لیگ.
The horse is tied up to the manger.
اسب به طاقچه بسته شده است.
The accident tied up traffic.
حادثه باعث ایجاد ترافیک شد.
The score was tied at 11 up.
امتیاز در 11 مساوی بود.
She tied the ribbon in a bow.
او روبان را به شکل یک پاپیون بست.
The parcel was tied with string.
بسته با نخ بسته شده بود.
The traffic was tied up by the accident.
ترافیک به دلیل حادثه مسدود شده بود.
They tied the ship to the quay with ropes.
آنها کشتی را با طناب به اسکله بستند.
He tied the parcel.
او بسته را بست.
The sticks are tied together.
چوبها به هم بسته شدهاند.
The strike tied up the factory.
اعتصاب باعث تعطیلی کارخانه شد.
She was tied up in a meeting all morning. The phone was tied up for an hour.
او تمام صبح درگیر یک جلسه بود. تلفن به مدت یک ساعت مشغول بود.
They tied a noose round her neck.
آنها یک طناب دار دور گردن او بستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید