untitled

[ایالات متحده]/ʌn'taɪt(ə)ld/
[بریتانیا]/ˌʌn'taɪtld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون عنوان، فاقد نام، فاقد قدرت

جملات نمونه

The artist decided to leave the painting untitled.

هنرمند تصمیم گرفت تابلو را بدون عنوان رها کند.

She is working on an untitled novel.

او در حال نوشتن یک رمان بدون عنوان است.

The untitled document needs a proper title.

سند بدون عنوان به یک عنوان مناسب نیاز دارد.

The untitled song became a hit overnight.

آهنگ بدون عنوان یک شبه به یک ترانه تبدیل شد.

The director's latest film is still untitled.

آخرین فیلم کارگردان هنوز هم بدون عنوان است.

The untitled project is shrouded in mystery.

پروژه بدون عنوان در پرده ای از رمز و راز پنهان شده است.

The untitled art exhibition will showcase emerging artists.

نمایشگاه هنری بدون عنوان هنرمندان نوظهور را به نمایش خواهد گذاشت.

The untitled book cover was simple yet striking.

جلد کتاب بدون عنوان ساده اما جذاب بود.

She prefers to keep her poems untitled.

او ترجیح می دهد اشعار خود را بدون عنوان نگه دارد.

The untitled sculpture will be unveiled at the gallery next week.

مجسمه بدون عنوان هفته آینده در گالری رونمایی خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید