untransmissibility

[ایالات متحده]//ˌʌn.trænzˌmɪs.əˈbɪl.ə.ti//
[بریتانیا]//ˌʌn.trænzˌmɪs.əˈbɪl.ə.t̬i//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت عدم قابلیت انتقال؛ ناتوانی در انتقال یا ارسال؛ میزانی که یک بیماری، میکروب، ویژگی، سیگنال یا اطلاعات نمی‌تواند از یک میزبان، شخص یا رسانا به دیگری منتقل شود.

عبارات و ترکیب‌ها

viral untransmissibility

عدم قابلیت انتقال ویروسی

confirmed untransmissibility

عدم قابلیت انتقال تأیید شده

complete untransmissibility

عدم قابلیت انتقال کامل

untransmissibility rate

نرخ عدم قابلیت انتقال

untransmissibility evidence

دلایل عدم قابلیت انتقال

untransmissibility testing

آزمایش عدم قابلیت انتقال

untransmissibility period

دوره عدم قابلیت انتقال

assessing untransmissibility

ارزیابی عدم قابلیت انتقال

maintaining untransmissibility

حفظ عدم قابلیت انتقال

جملات نمونه

researchers studied the untransmissibility of the virus under strict quarantine conditions.

پژوهشگران تحقیقی در مورد غیبت قابل انتقال بودن ویروس در شرایط کارانتین سختگیرانه انجام دادند.

the report confirmed untransmissibility in household contacts after repeated pcr testing.

گزارش غیبت قابل انتقال بودن را در افراد مرتبط خانوادگی پس از آزمایش‌های مکرر PCR تأیید کرد.

clinical trials aim to demonstrate untransmissibility through real-world surveillance data.

آزمایش‌های بالینی با هدف نشان دادن غیبت قابل انتقال بودن از طریق داده‌های نظارتی دنیای واقعی است.

they provided strong evidence of untransmissibility following full vaccination and booster doses.

آن‌ها شواهد قوی‌ای از غیبت قابل انتقال بودن پس از واکسیناسیون کامل و دوز‌های تقویت‌کننده ارائه دادند.

public health guidelines emphasized untransmissibility only after symptom resolution and negative tests.

راهنمایی‌های بهداشت عمومی تاکید کردند که غیبت قابل انتقال بودن تنها پس از رفع علائم و آزمایش‌های منفی است.

the team assessed untransmissibility in animal models before moving to human studies.

تیم قبل از انجام مطالعات روی انسان‌ها، غیبت قابل انتقال بودن را در مدل‌های حیوانی ارزیابی کرد.

they argued that untransmissibility depends on viral load, exposure time, and ventilation.

آن‌ها می‌گفتند که غیبت قابل انتقال بودن به بار ویروسی، زمان مواجهه و تهویه بستگی دارد.

to claim untransmissibility, the protocol required continuous monitoring and contact tracing.

برای ادعا کردن غیبت قابل انتقال بودن، پروتکل نظارت مداوم و ردیابی تماس را الزامی قرار داد.

laboratory findings suggested untransmissibility, but the authors called for further confirmation.

یافته‌های آزمایشگاهی غیبت قابل انتقال بودن را پیشنهاد دادند، اما نویسندگان برای تأیید بیشتر فراخوانی کردند.

the paper discussed untransmissibility as a key endpoint in evaluating new antiviral therapies.

این مقاله غیبت قابل انتقال بودن را به عنوان یک نقطه پایانی کلیدی در ارزیابی درمان‌های ضد ویروسی جدید بحث کرد.

officials announced untransmissibility in the community after weeks without any secondary cases.

مسئولان پس از هفته‌هایی بدون هیچ موردی از موارد ثانویه، غیبت قابل انتقال بودن در جامعه را اعلام کردند.

despite early optimism, untransmissibility was not achieved in high-density settings like dormitories.

هر چند امیدواری اولیه وجود داشت، غیبت قابل انتقال بودن در محیط‌های پرچگانه مانند اتاق‌های خواب انجام نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید