unupholstered

[ایالات متحده]/[ʌnˈʌpfəlstəd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈʌpfəlstərd]/

ترجمه

adj. بدون چایی یا پر کردن؛ ساده؛ بدون زیبایی.

عبارات و ترکیب‌ها

unupholstered chair

کرسي بدون چایی

unupholstered frame

چارچوب بدون چایی

unupholstered bench

سکه بدون چایی

unupholstered look

نوع بدون چایی

unupholstered sofa

نیمکت بدون چایی

unupholstered wood

چوب بدون چایی

unupholstered seat

صندلی بدون چایی

جملات نمونه

the dining room featured an un upholstered wooden table.

آشپزخانه یک میز چوبی بدون پوسته داشت.

we opted for un upholstered chairs to match the rustic aesthetic.

ما برای تطابق با زیبایی خاکی، صندلی‌های بدون پوسته را انتخاب کردیم.

the un upholstered benches provided a simple, industrial look.

بنک‌های بدون پوسته یک نظر ساده و صنعتی ایجاد کردند.

the contractor suggested an un upholstered frame for the bed.

پیمانکار یک چارچوب بدون پوسته را برای تخت پیشنهاد داد.

the un upholstered stools were a cost-effective seating solution.

تکیه‌گاه‌های بدون پوسته یک راه‌حل اقتصادی برای نشستن بودند.

she liked the clean lines of the un upholstered cabinet.

او خطوط پاک مabinet بدون پوسته را دوست داشت.

the un upholstered headboard was a stark contrast to the soft bedding.

هدر بستر بدون پوسته با پرده‌های نرم تضاد واضحی داشت.

we found an un upholstered coffee table at the antique store.

ما یک میز ناهاری بدون پوسته را در فروشگاه موزاییک یافتیم.

the un upholstered plywood bench was surprisingly sturdy.

بنک چوب مقوایی بدون پوسته به طور شگفت‌آوری محکم بود.

the designer chose an un upholstered look for a minimalist feel.

طراح یک ظاهر بدون پوسته را برای حس حداقلی انتخاب کرد.

the un upholstered bar stools complemented the kitchen island.

تکیه‌گاه‌های بار بدون پوسته با جزیره آشپزخانه مکمل بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید