unvalued

[ایالات متحده]/ʌnˈvæljuːd/
[بریتانیا]/ʌnˈvælud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌ارزش یا مهم در نظر گرفته نشده؛ بدون ارزش؛ ارزیابی یا سنجش نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unvalued assets

دارایی‌های بدون ارزش

unvalued opinions

نظرات بدون ارزش

unvalued contributions

سهم‌های بدون ارزش

unvalued resources

منابع بدون ارزش

unvalued potential

ظرفیت‌های بدون ارزش

unvalued skills

مهارت‌های بدون ارزش

unvalued relationships

روابط بدون ارزش

unvalued ideas

ایده‌های بدون ارزش

unvalued time

زمان بدون ارزش

unvalued efforts

تلاش‌های بدون ارزش

جملات نمونه

many talents go unvalued in the workplace.

بسیاری از استعدادها در محیط کار نادیده گرفته می‌شوند.

her contributions often feel unvalued by the team.

اغراقاً احساس می‌کند که مشارکت‌های او توسط تیم نادیده گرفته می‌شود.

unvalued opinions can lead to missed opportunities.

دیدگاه‌های نادیده گرفته شده می‌توانند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شوند.

he worked hard, but his efforts remained unvalued.

او سخت کار کرد، اما تلاش‌هایش نادیده باقی ماند.

sometimes, unvalued skills can be the most useful.

گاهی اوقات، مهارت‌های نادیده گرفته شده می‌توانند مفیدترین باشند.

she felt unvalued in her current role.

او در نقش فعلی خود احساس ارزشمندی نمی‌کرد.

unvalued resources can lead to waste.

منابع نادیده گرفته شده می‌توانند منجر به اتلاف شوند.

his unvalued input was crucial to the project's success.

نظرات نادیده گرفته شده او برای موفقیت پروژه بسیار مهم بود.

many unvalued aspects of life bring joy.

بسیاری از جنبه‌های نادیده گرفته شده زندگی شادی به ارمغان می‌آورند.

unvalued relationships can sometimes be the strongest.

روابط نادیده گرفته شده گاهی اوقات می‌توانند قوی‌ترین باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید