unvalued assets
داراییهای بدون ارزش
unvalued opinions
نظرات بدون ارزش
unvalued contributions
سهمهای بدون ارزش
unvalued resources
منابع بدون ارزش
unvalued potential
ظرفیتهای بدون ارزش
unvalued skills
مهارتهای بدون ارزش
unvalued relationships
روابط بدون ارزش
unvalued ideas
ایدههای بدون ارزش
unvalued time
زمان بدون ارزش
unvalued efforts
تلاشهای بدون ارزش
many talents go unvalued in the workplace.
بسیاری از استعدادها در محیط کار نادیده گرفته میشوند.
her contributions often feel unvalued by the team.
اغراقاً احساس میکند که مشارکتهای او توسط تیم نادیده گرفته میشود.
unvalued opinions can lead to missed opportunities.
دیدگاههای نادیده گرفته شده میتوانند منجر به از دست دادن فرصتها شوند.
he worked hard, but his efforts remained unvalued.
او سخت کار کرد، اما تلاشهایش نادیده باقی ماند.
sometimes, unvalued skills can be the most useful.
گاهی اوقات، مهارتهای نادیده گرفته شده میتوانند مفیدترین باشند.
she felt unvalued in her current role.
او در نقش فعلی خود احساس ارزشمندی نمیکرد.
unvalued resources can lead to waste.
منابع نادیده گرفته شده میتوانند منجر به اتلاف شوند.
his unvalued input was crucial to the project's success.
نظرات نادیده گرفته شده او برای موفقیت پروژه بسیار مهم بود.
many unvalued aspects of life bring joy.
بسیاری از جنبههای نادیده گرفته شده زندگی شادی به ارمغان میآورند.
unvalued relationships can sometimes be the strongest.
روابط نادیده گرفته شده گاهی اوقات میتوانند قویترین باشند.
unvalued assets
داراییهای بدون ارزش
unvalued opinions
نظرات بدون ارزش
unvalued contributions
سهمهای بدون ارزش
unvalued resources
منابع بدون ارزش
unvalued potential
ظرفیتهای بدون ارزش
unvalued skills
مهارتهای بدون ارزش
unvalued relationships
روابط بدون ارزش
unvalued ideas
ایدههای بدون ارزش
unvalued time
زمان بدون ارزش
unvalued efforts
تلاشهای بدون ارزش
many talents go unvalued in the workplace.
بسیاری از استعدادها در محیط کار نادیده گرفته میشوند.
her contributions often feel unvalued by the team.
اغراقاً احساس میکند که مشارکتهای او توسط تیم نادیده گرفته میشود.
unvalued opinions can lead to missed opportunities.
دیدگاههای نادیده گرفته شده میتوانند منجر به از دست دادن فرصتها شوند.
he worked hard, but his efforts remained unvalued.
او سخت کار کرد، اما تلاشهایش نادیده باقی ماند.
sometimes, unvalued skills can be the most useful.
گاهی اوقات، مهارتهای نادیده گرفته شده میتوانند مفیدترین باشند.
she felt unvalued in her current role.
او در نقش فعلی خود احساس ارزشمندی نمیکرد.
unvalued resources can lead to waste.
منابع نادیده گرفته شده میتوانند منجر به اتلاف شوند.
his unvalued input was crucial to the project's success.
نظرات نادیده گرفته شده او برای موفقیت پروژه بسیار مهم بود.
many unvalued aspects of life bring joy.
بسیاری از جنبههای نادیده گرفته شده زندگی شادی به ارمغان میآورند.
unvalued relationships can sometimes be the strongest.
روابط نادیده گرفته شده گاهی اوقات میتوانند قویترین باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید