unvented

[ایالات متحده]/ʌnˈvɛntɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈvɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون دریچه

عبارات و ترکیب‌ها

unvented space

فضای بدون دریچه

unvented system

سیستم بدون دریچه

unvented tank

مخزن بدون دریچه

unvented attic

فضای زیر شیروانی بدون دریچه

unvented appliance

دستگاه بدون دریچه

unvented boiler

دیگ بخار بدون دریچه

unvented fireplace

شومینه بدون دریچه

unvented gas

گاز بدون دریچه

unvented area

منطقه بدون دریچه

unvented design

طراحی بدون دریچه

جملات نمونه

the unvented space can lead to humidity issues.

فضای بدون دریچه می‌تواند منجر به مشکلات رطوبت شود.

unvented gas appliances require special installation.

دستگاه‌های گاز بدون دریچه نیاز به نصب ویژه دارند.

we should avoid using unvented heaters indoors.

ما باید از استفاده از بخاری‌های بدون دریچه در داخل ساختمان خودداری کنیم.

unvented areas can trap dangerous gases.

فضاهای بدون دریچه می‌توانند گازهای خطرناک را به دام بیاندازند.

proper ventilation is essential for unvented systems.

تهویه مناسب برای سیستم‌های بدون دریچه ضروری است.

unvented attics can cause insulation problems.

اتاقک‌های زیر شیروانی بدون دریچه می‌توانند باعث مشکلات عایق شوند.

many builders avoid unvented crawl spaces.

بسیاری از سازندگان از فضاهای خزنده بدون دریچه اجتناب می‌کنند.

unvented combustion can produce harmful byproducts.

احتراق بدون دریچه می‌تواند محصولات جانبی مضر تولید کند.

unvented water heaters can be a safety hazard.

گرمکن‌های آب بدون دریچه می‌توانند خطرناک باشند.

ensure your home is not filled with unvented fumes.

اطمینان حاصل کنید که خانه شما با دودهای بدون دریچه پر نشده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید