airtight

[ایالات متحده]/ˈeətaɪt/
[بریتانیا]/ˈertaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نفوذ ناپذیر به هوا یا گاز؛ به طور محکم بدون هیچ سوراخ یا نشتی مهر و موم شده.

عبارات و ترکیب‌ها

airtight container

ظرف درب‌بندی

جملات نمونه

The airtight container kept the cookies fresh for days.

ظرف دربسته، کوکی‌ها را برای چند روز تازه نگه داشت.

The detective's alibi was airtight, proving his innocence.

مدعی وثیقه کارآگاه کاملاً محکم بود و بی‌گناهی او را ثابت می‌کرد.

The contract was airtight, leaving no room for negotiation.

قرارداد کاملاً محکم بود و جایگزایشی برای مذاکره وجود نداشت.

The airtight seal on the door prevented any sound from escaping the room.

درز درب بسته در در مانع از خروج صدا از اتاق شد.

She presented an airtight argument that convinced everyone in the room.

او استدلال محکم و قانع کننده‌ای ارائه داد که همه افراد را متقاعد کرد.

The airtight defense strategy ensured the team's victory.

استراتژی دفاعی محکم تضمین کننده پیروزی تیم بود.

The scientist conducted experiments in an airtight chamber to control the environment.

دانشمند آزمایش‌هایی را در محفظه‌ای دربسته انجام داد تا محیط را کنترل کند.

The airtight packaging kept the fragile items safe during shipping.

بسته‌بندی دربسته اقلام شکننده را در طول حمل و نقل ایمن نگه داشت.

The lawyer advised his client to create an airtight will to avoid any disputes among family members.

وکیل به موکلش توصیه کرد یک وصیت‌نامه محکم ایجاد کند تا از بروز اختلافات بین اعضای خانواده جلوگیری کند.

The airtight alibi provided by the witness cleared the suspect of any involvement in the crime.

مدعی وثیقه محکم ارائه شده توسط شاهد، مظنون را از هرگونه دخالت در جرم تبرئه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید