They found that in unventilated spaces levels can build up and, over time, cause health problems such as allergies and asthma.
آنها دریافتند که در فضاهای بدون تهویه، سطوح میتوانند تجمع یابند و در طول زمان باعث مشکلات سلامتی مانند آلرژی و آسم شوند.
The unventilated room felt stuffy and hot.
اتاق بدون تهویه، خفه و گرم احساس میشد.
Working in an unventilated space can be uncomfortable.
کار کردن در یک فضای بدون تهویه ممکن است ناراحتکننده باشد.
The unventilated basement had a musty smell.
پایگاه زیرزمین بدون تهویه بوی نم داشت.
It's important to ensure that your home is not unventilated.
اطمینان از عدم تهویه خانه مهم است.
The unventilated gym was filled with the smell of sweat.
سالن ورزشی بدون تهویه پر از بوی عرق بود.
An unventilated attic can become a breeding ground for mold.
یک فضای زیر شیروانی بدون تهویه میتواند به مکانی برای رشد کپک تبدیل شود.
The unventilated office was stifling during the summer.
دفتر بدون تهویه در تابستان خفه کننده بود.
Make sure to open windows to prevent a room from becoming unventilated.
مطمئن شوید پنجرهها را باز میکنید تا از تهویه نشدن اتاق جلوگیری کنید.
The unventilated bathroom was filled with steam after a hot shower.
حمام بدون تهویه بعد از دوش گرفتن گرم پر از بخار شد.
Living in an unventilated space can lead to poor air quality.
زندگی در یک فضای بدون تهویه میتواند منجر به کیفیت هوای نامناسب شود.
They found that in unventilated spaces levels can build up and, over time, cause health problems such as allergies and asthma.
آنها دریافتند که در فضاهای بدون تهویه، سطوح میتوانند تجمع یابند و در طول زمان باعث مشکلات سلامتی مانند آلرژی و آسم شوند.
The unventilated room felt stuffy and hot.
اتاق بدون تهویه، خفه و گرم احساس میشد.
Working in an unventilated space can be uncomfortable.
کار کردن در یک فضای بدون تهویه ممکن است ناراحتکننده باشد.
The unventilated basement had a musty smell.
پایگاه زیرزمین بدون تهویه بوی نم داشت.
It's important to ensure that your home is not unventilated.
اطمینان از عدم تهویه خانه مهم است.
The unventilated gym was filled with the smell of sweat.
سالن ورزشی بدون تهویه پر از بوی عرق بود.
An unventilated attic can become a breeding ground for mold.
یک فضای زیر شیروانی بدون تهویه میتواند به مکانی برای رشد کپک تبدیل شود.
The unventilated office was stifling during the summer.
دفتر بدون تهویه در تابستان خفه کننده بود.
Make sure to open windows to prevent a room from becoming unventilated.
مطمئن شوید پنجرهها را باز میکنید تا از تهویه نشدن اتاق جلوگیری کنید.
The unventilated bathroom was filled with steam after a hot shower.
حمام بدون تهویه بعد از دوش گرفتن گرم پر از بخار شد.
Living in an unventilated space can lead to poor air quality.
زندگی در یک فضای بدون تهویه میتواند منجر به کیفیت هوای نامناسب شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید