unwatched

[ایالات متحده]/ʌnˈwɒtʃt/
[بریتانیا]/ʌnˈwɑːtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.未監視または監視されていない; 無視されたまたは見落とされた; 自動化された, 制御されていない

عبارات و ترکیب‌ها

unwatched moments

لحظات ندیده

unwatched scenes

صحنه‌های ندیده

unwatched areas

مناطقی که دیده نشده‌اند

unwatched children

کودکانی که دیده نشده‌اند

unwatched time

زمان‌های ندیده

unwatched events

رویدادهای ندیده

unwatched videos

ویدیوهای ندیده

unwatched places

مکان‌های ندیده

unwatched footage

تصاویر ضبط شده‌ی ندیده

جملات نمونه

the children played unwatched in the backyard.

کودکان بدون مراقبت در حیاط پشتی بازی می‌کردند.

leaving the dog unwatched can lead to accidents.

ترك كردن سگ بدون مراقبت می‌تواند منجر به حوادث شود.

the movie was left unwatched for weeks.

فیلم برای هفته‌ها بدون تماشا رها شد.

she felt uneasy leaving her belongings unwatched.

او احساس ناامنی می‌کرد وقتی وسایلش را بدون مراقبت رها می‌کرد.

unwatched, the food quickly spoiled.

بدون مراقبت، غذا به سرعت فاسد شد.

the garden became overgrown when left unwatched.

باغ زمانی که بدون مراقبت رها شد، بیش از حد رشد کرد.

he felt vulnerable when he was unwatched.

وقتی بدون مراقبت بود، احساس آسیب‌پذیری می‌کرد.

the cat roamed freely, unwatched by its owner.

گربه آزادانه پرسه می‌زد، بدون اینکه صاحبش مراقب باشد.

unwatched moments can lead to unexpected discoveries.

لحظات بدون مراقبت می‌تواند منجر به کشف‌های غیرمنتظره شود.

she enjoyed the unwatched freedom of the open road.

او از آزادی بدون مراقبت جاده آزاد لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید