unwatched moments
لحظات ندیده
unwatched scenes
صحنههای ندیده
unwatched areas
مناطقی که دیده نشدهاند
unwatched children
کودکانی که دیده نشدهاند
unwatched time
زمانهای ندیده
unwatched events
رویدادهای ندیده
unwatched videos
ویدیوهای ندیده
unwatched places
مکانهای ندیده
unwatched footage
تصاویر ضبط شدهی ندیده
the children played unwatched in the backyard.
کودکان بدون مراقبت در حیاط پشتی بازی میکردند.
leaving the dog unwatched can lead to accidents.
ترك كردن سگ بدون مراقبت میتواند منجر به حوادث شود.
the movie was left unwatched for weeks.
فیلم برای هفتهها بدون تماشا رها شد.
she felt uneasy leaving her belongings unwatched.
او احساس ناامنی میکرد وقتی وسایلش را بدون مراقبت رها میکرد.
unwatched, the food quickly spoiled.
بدون مراقبت، غذا به سرعت فاسد شد.
the garden became overgrown when left unwatched.
باغ زمانی که بدون مراقبت رها شد، بیش از حد رشد کرد.
he felt vulnerable when he was unwatched.
وقتی بدون مراقبت بود، احساس آسیبپذیری میکرد.
the cat roamed freely, unwatched by its owner.
گربه آزادانه پرسه میزد، بدون اینکه صاحبش مراقب باشد.
unwatched moments can lead to unexpected discoveries.
لحظات بدون مراقبت میتواند منجر به کشفهای غیرمنتظره شود.
she enjoyed the unwatched freedom of the open road.
او از آزادی بدون مراقبت جاده آزاد لذت برد.
unwatched moments
لحظات ندیده
unwatched scenes
صحنههای ندیده
unwatched areas
مناطقی که دیده نشدهاند
unwatched children
کودکانی که دیده نشدهاند
unwatched time
زمانهای ندیده
unwatched events
رویدادهای ندیده
unwatched videos
ویدیوهای ندیده
unwatched places
مکانهای ندیده
unwatched footage
تصاویر ضبط شدهی ندیده
the children played unwatched in the backyard.
کودکان بدون مراقبت در حیاط پشتی بازی میکردند.
leaving the dog unwatched can lead to accidents.
ترك كردن سگ بدون مراقبت میتواند منجر به حوادث شود.
the movie was left unwatched for weeks.
فیلم برای هفتهها بدون تماشا رها شد.
she felt uneasy leaving her belongings unwatched.
او احساس ناامنی میکرد وقتی وسایلش را بدون مراقبت رها میکرد.
unwatched, the food quickly spoiled.
بدون مراقبت، غذا به سرعت فاسد شد.
the garden became overgrown when left unwatched.
باغ زمانی که بدون مراقبت رها شد، بیش از حد رشد کرد.
he felt vulnerable when he was unwatched.
وقتی بدون مراقبت بود، احساس آسیبپذیری میکرد.
the cat roamed freely, unwatched by its owner.
گربه آزادانه پرسه میزد، بدون اینکه صاحبش مراقب باشد.
unwatched moments can lead to unexpected discoveries.
لحظات بدون مراقبت میتواند منجر به کشفهای غیرمنتظره شود.
she enjoyed the unwatched freedom of the open road.
او از آزادی بدون مراقبت جاده آزاد لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید