unwilling

[ایالات متحده]/ʌn'wɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn'wɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی میل; ناپسند.

جملات نمونه

unwilling to forgo dessert.

تمایل نداشتن به صرف کردن دسر.

unwilling to face facts.

تمایل به پذیرش واقعیت نداشت.

I was an unwilling witness of their quarrel.

من شاهد ناخواسته‌ای از بحث آن‌ها بودم.

He is unwilling to give up the opportunity.

او تمایلی به رها کردن این فرصت ندارد.

a regime unwilling to tolerate dissent.

رژیمی که نمی خواست با مخالفت مقابله کند.

he was unwilling to take on that responsibility.

او تمایلی به پذیرش آن مسئولیت نداشت.

the government was unwilling to make any further concessions.

دولت تمایلی به ارائه امتیازات بیشتر نداشت.

they were unwilling to imbrue their hands in his blood.

آن‌ها تمایلی به آغشته کردن دستان خود به خون او نداشتند.

judges were unwilling to nullify government decisions.

قاضی‌ها تمایلی به ابطال تصمیمات دولتی نداشتند.

Not that I'm unwilling to go with you, but that I'm busy now.

نه اینکه من تمایلی به رفتن با شما نداشته باشم، بلکه این است که من الان سرمشغلی دارم.

You cannot compel good work from unwilling students.

نمی‌توانید کاری خوب را از دانش‌آموزان غیرتمایل اجبار کنید.

The natives were unwilling to be bent by colonial power.

بومیان نمی خواستند در برابر قدرت استعماری تسلیم شوند.

He was yoked to an unwilling partner.

او با شریکی که تمایلی نداشت، در بند بود.

she hesitated, unwilling to be railroaded into a decision.

او مردد بود و نمی‌خواست به زور به تصمیمی οδηخته شود.

I felt constrained to do what I was unwilling to do myself.

احساس می‌کردم که مجبورم کاری را انجام دهم که خودم نمی‌خواستم.

She sank back, unwilling to face her father's anger.

او عقب‌نشینی کرد و نمی‌خواست با خشم پدرش روبرو شود.

His tightfisted employer was unwilling to give him a raise.

کارفرمای خسیسش تمایلی به افزایش حقوق او نداشت.

she was unwilling to believe that anyone could stoop so low as to steal from a dead woman.

او مایل نبود باور کند که کسی تا آن حد پایین بیفتد که از جسد یک زن بدزدد.

نمونه‌های واقعی

Kate is unwilling to lend money to me.

کیت نمی خواهد به من پول قرض دهد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

They've been unwilling to compromise on what they want.

آنها حاضر به مصالحه در مورد آنچه می خواهند، نبوده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

But Gulf Arab states seem increasingly unwilling to help Egypt as they have over the past 10 years.

اما به نظر می رسد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به طور فزاینده ای تمایلی به کمک به مصر ندارند، همانطور که در 10 سال گذشته انجام داده اند.

منبع: VOA Special March 2023 Collection

But they are unwilling to return to Myanmar, officials said.

اما آنها تمایلی به بازگشت به میانمار ندارند، به گفته مقامات.

منبع: VOA Special November 2018 Collection

And that's a sacrifice I am unwilling to make.

و این فداکاری ای است که من تمایلی به انجام آن ندارم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

If it is unwilling to act as enforcer, its own norms will fray.

اگر مایل به ایفای نقش مجری نباشد، هنجارهای خود فرسوده خواهد شد.

منبع: The Economist - Comprehensive

I was unwilling to intrude upon them so late at night.

من تمایلی به مزاحمت برای آنها در آن ساعت دیرهنگام شب نداشتم.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

But some companies might be unwilling to do business with Russia.

اما برخی از شرکت ها ممکن است تمایلی به تجارت با روسیه نداشته باشند.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

The government has been unwilling to negotiate a bilateral free trade deal.

دولت حاضر به مذاکره در مورد توافقنامه تجارت آزاد دوجانبه نبوده است.

منبع: VOA Special November 2018 Collection

Until now, most companies have been unwilling to report cases of cybercrime.

تا کنون، بیشتر شرکت ها تمایلی به گزارش موارد جرایم سایبری نداشته اند.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 10)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید