unwiring

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌwaɪərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌwaɪərɪŋ]/

ترجمه

v. قطع یا حذف سیم‌کشی برقی؛ قطع شدن از طریق سیم‌ها؛ قطع کردن.
n. عمل قطع یا حذف سیم‌کشی برقی.

عبارات و ترکیب‌ها

unwiring the system

از سیم‌کشی سیستم

unwiring connections

از سیم‌کشی اتصالات

unwiring process

فرآیند از سیم‌کشی

unwiring cables

از سیم‌کشی کابل‌ها

unwiring it

از سیم‌کشی آن

unwiring now

از سیم‌کشی حالا

unwiring work

کار از سیم‌کشی

جملات نمونه

the technician started unwiring the faulty circuit board.

تکنیسیوس شروع به جدا کردن سیم‌های مدار خراب کرد.

she decided to unwiring herself from toxic relationships.

او تصمیم گرفت خود را از روابط سمی جدا کند.

he was unwiring the security system for maintenance.

او در حال جدا کردن سیم‌های سیستم امنیتی برای نگهداری بود.

the project involved unwiring several outdated components.

این پروژه شامل جدا کردن چندین قطعه فرسوده بود.

they're unwiring the old telephone lines.

آن‌ها در حال جدا کردن خطوط تلفن قدیمی هستند.

the goal is to unwiring the house before the renovation.

هدف این است که قبل از بازسازی خانه را جدا کنند.

unwiring the device will void the warranty.

جدا کردن دستگاه گارانتی را خاموش می‌کند.

he carefully unwiring the christmas lights after the holidays.

او با دقت سیم‌های روشنایی عید را بعد از تعطیلات جدا کرد.

the team is unwiring the experimental setup.

تیم در حال جدا کردن سیم‌های تنظیم آزمایشی است.

unwiring the alarm system is a security risk.

جدا کردن سیستم هشدار یک خطر امنیتی است.

she felt like unwiring herself from the daily routine.

او احساس کرد که باید خود را از روال روزانه جدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید