wiring

[ایالات متحده]/'waɪərɪŋ/
[بریتانیا]/'waɪərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصالات الکتریکی؛ عمل نصب سیم‌های الکتریکی
v. نصب سیم‌های الکتریکی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwiring
جمعwirings

عبارات و ترکیب‌ها

electrical wiring

سیم‌کشی برق

rewiring a house

بازسازی سیم‌کشی خانه

wiring diagram

نمودار سیم‌کشی

wiring harness

Harness سیم‌کشی

faulty wiring

سیم‌کشی معیوب

wiring installation

نصب سیم‌کشی

wiring inspection

بازرسی سیم‌کشی

wireless wiring

سیم‌کشی بی‌سیم

automotive wiring

سیم‌کشی خودرو

secure the wiring

محافظت از سیم‌کشی

wiring system

سیستم سیم‌کشی

electric wiring

سیم‌کشی الکتریکی

printed wiring

مدار چاپی

wiring board

برد سیم‌کشی

internal wiring

سیم‌کشی داخلی

wiring accessories

لوازم جانبی سیم‌کشی

control wiring

سیم‌کشی کنترلی

wiring terminal

ترمینال سیم‌کشی

wiring scheme

طرح سیم‌کشی

جملات نمونه

the wiring is in good condition.

سیم‌کشی در وضعیت خوبی قرار دارد.

the wiring had been overloaded.

سیم‌کشی بیش از حد بارگذاری شده بود.

The workmen are busy wiring the new school.

کارهای ساختمانی مشغول سیم‌کشی مدرسه جدید هستند.

Strip out any damaged wiring.

هرگونه سیم‌کشی آسیب‌دیده را خارج کنید.

check that the wiring is new and in good condition.

بررسی کنید که سیم‌کشی جدید و در وضعیت خوبی باشد.

Check all your wiring before switching on the current.

قبل از روشن کردن جریان، تمام سیم‌کشی خود را بررسی کنید.

To change the program, the wiring pattern on the patchboard or the patchboard, itself, must be changed.

برای تغییر برنامه، الگوی سیم‌کشی روی پنل یا خود پنل باید تغییر کند.

reconfigure the wiring in a switchboard; reconfigure a computer to accept a new peripheral.

بازپيوند دادن سیم‌کشی در یک تابلوی برق؛ پیکربندی مجدد یک کامپیوتر برای پذیرش یک دستگاه جانبی جدید.

Two electrical wiring along bicrural two side till the waist, be linked together with buzzer.

دو سیم برق در امتداد دو طرف بی رورال تا کمر، با استفاده از buzzer به هم متصل شوند.

The paper discussed the wiring pattern,protection and characteristics of electified section post with double line quadripole wiring.

مقاله به الگو، حفاظت و ویژگی‌های ستون بخش الکتریکی با سیم‌کشی کوادروپل خطوط دوگانه پرداخت.

There is quadruplet to input terminal on 5790A, two groups of N connector mixes two groups but column of wiring of 5 means connective.

در 5790A یک چهارگانه به ترمینال ورودی وجود دارد، دو گروه از اتصال‌دهنده N با دو گروه مخلوط شده و ستون سیم‌کشی 5 به معنای اتصال است.

The connectors are gold plated and of bi-wiring type so that you can connect to the amplifier with double cables (bi-wiring), or connect to two amplifiers (bi-amping) to further improving the sound.

اتصالات با روکش طلایی و از نوع دو سیم (bi-wiring) هستند، بنابراین می‌توانید با استفاده از دو سیم (bi-wiring) به آمپلی‌فایر متصل شوید، یا به دو آمپلی‌فایر (bi-amping) متصل شوید تا صدای بهتری به دست آورید.

Diecasted of Al-alloy shell with moule-shaped outlineand plastic-sprayed surface;2. Steelpipe and cable wiring;3. Can be customized according to users' requirements

ریخته‌گری شده از پوسته آلیاژ آلومینیوم با طرح مقوا و سطح اسپری شده پلاستیکی؛ 2. لوله فولادی و سیم‌کشی؛ 3. قابل تنظیم بر اساس نیازهای کاربران

have printed wiring graphic, and then by holecounter metallation for double-sided printed circuit board for the formation of interconneetion, we'll call it a two-panel.

دارای نمودار سیم‌کشی چاپی، و سپس با استفاده از metallation holecounter برای برد مدار چاپی دو طرفه برای تشکیل اتصال، آن را یک دو پنل می‌نامیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید