lifted

[ایالات متحده]/[lɪftɪd]/
[بریتانیا]/[lɪftɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تکیه یا افزایش چیزی؛ حرکت چیزی به سمت بالا؛ بهبود روحیه یک فرد؛ لذت بخشیدن.
adj. افزایش یافته یا تکیه یافته؛ بهبود یافته یا افزایش یافته.
v. (گذشته‌ی ساده‌ی lift) داشتن تکیه یا حرکت به سمت بالا.

عبارات و ترکیب‌ها

lifted spirits

روح پر شدگی

lifted weight

وزن افزایش یافت

lifted eyebrow

چشمان بلند شد

lifted ban

ممنوعیت برداشته شد

lifted voice

صوت بلند شد

being lifted

در حال بلند کردن

lifted the lid

پوشش برداشته شد

lifted sanctions

محدودیت‌ها برداشته شدند

lifted finger

انگشت بلند شد

lifted up

به بالا بلند شد

جملات نمونه

the heavy box was lifted into the truck.

کارتن سنگین به درون کامیون بلند شد.

her spirits were lifted by the good news.

روحیه او با خبر خوبی افزایش یافت.

the economic sanctions were lifted after five years.

制裁 اقتصادی پس از پنج سال لغو شد.

he lifted weights at the gym every day.

او هر روز در گیم هال وزن‌های باری را بلند می‌کرد.

the fog lifted, revealing a beautiful view.

پرده‌ای از بخار به گونه‌ای گذشت که دید زیبایی را به چشم می‌اندازید.

she lifted her head and looked at him.

او سر خود را بلند کرد و به او نگاه کرد.

the company lifted its hiring freeze.

شرکت ممنوعه استخدام خود را لغو کرد.

he lifted the phone to answer the call.

او تلفن را بلند کرد تا به تماس پاسخ دهد.

the team’s morale was lifted by the victory.

روحیه تیم با پیروزی افزایش یافت.

the restrictions on travel were lifted.

محدودیت‌های سفر لغو شدند.

he lifted a glass to toast their success.

او یک لیوان را بلند کرد تا به موفقیت آنان تقدیم کند.

the curtain was lifted to reveal the stage.

پرده به گونه‌ای بلند شد که صحنه را نمایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید