lifted spirits
روح پر شدگی
lifted weight
وزن افزایش یافت
lifted eyebrow
چشمان بلند شد
lifted ban
ممنوعیت برداشته شد
lifted voice
صوت بلند شد
being lifted
در حال بلند کردن
lifted the lid
پوشش برداشته شد
lifted sanctions
محدودیتها برداشته شدند
lifted finger
انگشت بلند شد
lifted up
به بالا بلند شد
the heavy box was lifted into the truck.
کارتن سنگین به درون کامیون بلند شد.
her spirits were lifted by the good news.
روحیه او با خبر خوبی افزایش یافت.
the economic sanctions were lifted after five years.
制裁 اقتصادی پس از پنج سال لغو شد.
he lifted weights at the gym every day.
او هر روز در گیم هال وزنهای باری را بلند میکرد.
the fog lifted, revealing a beautiful view.
پردهای از بخار به گونهای گذشت که دید زیبایی را به چشم میاندازید.
she lifted her head and looked at him.
او سر خود را بلند کرد و به او نگاه کرد.
the company lifted its hiring freeze.
شرکت ممنوعه استخدام خود را لغو کرد.
he lifted the phone to answer the call.
او تلفن را بلند کرد تا به تماس پاسخ دهد.
the team’s morale was lifted by the victory.
روحیه تیم با پیروزی افزایش یافت.
the restrictions on travel were lifted.
محدودیتهای سفر لغو شدند.
he lifted a glass to toast their success.
او یک لیوان را بلند کرد تا به موفقیت آنان تقدیم کند.
the curtain was lifted to reveal the stage.
پرده به گونهای بلند شد که صحنه را نمایش دهد.
lifted spirits
روح پر شدگی
lifted weight
وزن افزایش یافت
lifted eyebrow
چشمان بلند شد
lifted ban
ممنوعیت برداشته شد
lifted voice
صوت بلند شد
being lifted
در حال بلند کردن
lifted the lid
پوشش برداشته شد
lifted sanctions
محدودیتها برداشته شدند
lifted finger
انگشت بلند شد
lifted up
به بالا بلند شد
the heavy box was lifted into the truck.
کارتن سنگین به درون کامیون بلند شد.
her spirits were lifted by the good news.
روحیه او با خبر خوبی افزایش یافت.
the economic sanctions were lifted after five years.
制裁 اقتصادی پس از پنج سال لغو شد.
he lifted weights at the gym every day.
او هر روز در گیم هال وزنهای باری را بلند میکرد.
the fog lifted, revealing a beautiful view.
پردهای از بخار به گونهای گذشت که دید زیبایی را به چشم میاندازید.
she lifted her head and looked at him.
او سر خود را بلند کرد و به او نگاه کرد.
the company lifted its hiring freeze.
شرکت ممنوعه استخدام خود را لغو کرد.
he lifted the phone to answer the call.
او تلفن را بلند کرد تا به تماس پاسخ دهد.
the team’s morale was lifted by the victory.
روحیه تیم با پیروزی افزایش یافت.
the restrictions on travel were lifted.
محدودیتهای سفر لغو شدند.
he lifted a glass to toast their success.
او یک لیوان را بلند کرد تا به موفقیت آنان تقدیم کند.
the curtain was lifted to reveal the stage.
پرده به گونهای بلند شد که صحنه را نمایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید