upstanding

[ایالات متحده]/ʌp'stændɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌp'stændɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راست; قوی; صادق و درستکار
n. راست‌قدی; صداقت; درستی

عبارات و ترکیب‌ها

upstanding citizen

شهروند نمونه

جملات نمونه

an upstanding member of the community.

یک عضو نمونه جامعه

In front of his house are two upstanding trees.

در مقابل خانه او دو درخت ایستاده وجود دارد.

upstanding member of society

یک عضو نمونه جامعه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید