upwellings

[ایالات متحده]/ʌpˈwɛlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌpˈwɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند بالا آمدن آب از لایه‌های عمیق‌تر به لایه‌های کم عمق‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

ocean upwelling

برآمدگی اقیانوسی

upwelling zones

مناطق برآمدگی

coastal upwelling

برآمدگی ساحلی

upwelling currents

جریان‌های برآمدگی

upwelling systems

سیستم‌های برآمدگی

upwelling processes

فرآیندهای برآمدگی

upwelling areas

مناطق برآمدگی

upwelling phenomena

پدیده‌های برآمدگی

upwelling effects

اثرات برآمدگی

thermal upwelling

برآمدگی گرمایی

جملات نمونه

upwelling is a crucial process for marine ecosystems.

برهم‌نهادن یک فرآیند حیاتی برای اکوسیستم‌های دریایی است.

the upwelling of nutrient-rich water supports diverse marine life.

برهم‌نهادی آب غنی از مواد مغذی از حیات دریایی متنوع پشتیبانی می‌کند.

scientists study upwelling to understand oceanic productivity.

دانشمندان برهم‌نهادی را برای درک بهره‌وری اقیانوسی مطالعه می‌کنند.

upwelling zones are often rich fishing grounds.

مناطق برهم‌نهادی اغلب مناطق ماهیگیری غنی هستند.

seasonal upwelling occurs along many coastlines.

برهم‌نهادی فصلی در امتداد بسیاری از خطوط ساحلی رخ می‌دهد.

climate change can impact the patterns of upwelling.

تغییرات آب و هوا می‌توانند بر الگوهای برهم‌نهادی تأثیر بگذارند.

upwelling brings cold, nutrient-rich water to the surface.

برهم‌نهادی آب سرد و غنی از مواد مغذی را به سطح می‌آورد.

fishermen rely on upwelling to catch fish during certain seasons.

ماهیتکنان برای صید ماهی در فصول خاص به برهم‌نهادی متکی هستند.

upwelling can significantly influence local weather patterns.

برهم‌نهادی می‌تواند به طور قابل توجهی بر الگوهای آب و هوای محلی تأثیر بگذارد.

research on upwelling helps predict fish migration patterns.

تحقیقات در مورد برهم‌نهادی به پیش‌بینی الگوهای مهاجرت ماهی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید