uremias

[ایالات متحده]/juːˈriːmiəz/
[بریتانیا]/juːˈriːmiəs/

ترجمه

n. یک وضعیت پزشکی ناشی از تجمع اوره در خون

جملات نمونه

uremias can lead to serious health complications.

بیماری اورمی می‌تواند منجر به عوارض جدی بر سلامتی شود.

patients with uremias often require dialysis.

بیماران مبتلا به اورمی اغلب به دیالیز نیاز دارند.

uremias are often a result of kidney failure.

اورمی اغلب نتیجه‌ای از نارسایی کلیه است.

managing uremias involves careful monitoring of diet.

مدیریت اورمی شامل نظارت دقیق بر رژیم غذایی است.

symptoms of uremias can vary from person to person.

علائم اورمی می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

early detection of uremias is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام اورمی برای درمان بسیار مهم است.

uremias can cause fatigue and weakness in patients.

اورمی می‌تواند باعث خستگی و ضعف در بیماران شود.

healthcare providers must educate patients about uremias.

ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی باید بیماران را در مورد اورمی آموزش دهند.

research is ongoing to find better treatments for uremias.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های بهتر برای اورمی ادامه دارد.

uremias can affect the body's electrolyte balance.

اورمی می‌تواند تعادل الکترولیت‌های بدن را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید