valiantly

[ایالات متحده]/'væljəntli/
[بریتانیا]/ˈvæljəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. شجاعانه، با شجاعت.

عبارات و ترکیب‌ها

act valiantly

عمل با شجاعت

fight valiantly

با شجاعت بجنگید

behave valiantly

با شجاعت رفتار کنید

جملات نمونه

trying valiantly to smile through her tears

سعی کردن با وجود اشک‌هایش لبخند بزند

And here, since he had so valiantly forborne all other wickedness, poor Mr.

و اینجاست که او با وجود تحمل شجاعانه تمام گناهان دیگر، آقای فقیر

He fought valiantly in the battle.

او با شجاعت در نبرد جنگید.

The firefighter valiantly rescued the people from the burning building.

آتش‌نشان با شجاعت مردم را از ساختمان در حال سوختن نجات داد.

She faced the challenge valiantly and emerged victorious.

او با شجاعت با چالش روبرو شد و پیروزمندانه از آن عبور کرد.

The soldier valiantly defended his country against the enemy.

سرباز با شجاعت از کشورش در برابر دشمن دفاع کرد.

They valiantly stood up against injustice and oppression.

آنها با شجاعت در برابر بی‌عدالتی و ستم ایستادند.

The knight rode valiantly into battle.

شوالیه با شجاعت وارد نبرد شد.

She valiantly faced her fears and overcame them.

او با شجاعت با ترس‌های خود روبرو شد و آنها را غلبه داد.

The team valiantly fought until the last minute of the game.

تیم تا آخرین دقیقه بازی با شجاعت جنگید.

He valiantly defended his honor against false accusations.

او با شجاعت از آبروی خود در برابر اتهامات نادرست دفاع کرد.

The rescue team valiantly saved the hikers stranded on the mountain.

تیم نجات با شجاعت کوهنوردان گرفتار شده در کوهستان را نجات داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید