vase

[ایالات متحده]/vɑːz/
[بریتانیا]/veɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلدان؛ بطری
Word Forms
جمعvases

عبارات و ترکیب‌ها

glass vase

گلدان شیشه‌ای

ceramic vase

گلدان سرامیکی

decorative vase

گلدان تزئینی

flower arrangement vase

گلدان آرایش گل

جملات نمونه

She placed a bouquet of flowers in the vase.

او دسته گل را در ظرف گل قرار داد.

The antique vase was worth a fortune.

ظرف قدیمی بسیار گرانبها بود.

He knocked over the vase and it shattered into pieces.

او ظرف را واژگون کرد و به هزار تکه شکست.

The vase was decorated with intricate patterns.

ظرف با طرح های پیچیده تزئین شده بود.

She inherited a collection of valuable vases from her grandmother.

او مجموعه‌ای از گلدان‌های با ارزش را از مادربزرگش به ارث برد.

The vase was filled with fresh water.

ظرف با آب تازه پر شده بود.

He carefully arranged the flowers in the vase.

او گل ها را با دقت در ظرف قرار داد.

The delicate porcelain vase was a family heirloom.

ظرف چینی ظریف یک میراث خانوادگی بود.

She accidentally knocked the vase off the table.

او به طور تصادفی ظرف را از روی میز انداخت.

The vase was displayed prominently in the center of the room.

ظرف به طور برجسته در مرکز اتاق به نمایش گذاشته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید