vastly different
بسیار متفاوت
vastly improve
به طور قابل توجهی بهبود بخشیدن
vastly exceed
بسیار فراتر رفتن
vastly superior
بسیار برتر
vastly underestimated
بسیار دست کم گرفته شده
vastly important
بسیار مهم
the company was vastly overmanned.
شرکت به طور گسترده ای پرسنل داشت.
Death was considered vastly preferable to dishonor.
مرگ به عنوان بهتر از بدنامی در نظر گرفته شد.
a microwave that is vastly superior in design to all other models
ماکرویی که از نظر طراحی به طور قابل توجهی برتر از سایر مدل ها است.
Her private and public selves were vastly different.
خودهای خصوصی و علنی او بسیار متفاوت بودند.
The new model of locamotives vastly excels the old one in performance.
مدل جدید قطارها از نظر عملکرد به طور قابل توجهی از مدل قدیمی بهتر است.
their economic circumstances are vastly different from those which pertained in their land of origin.
شرایط اقتصادی آنها بسیار متفاوت از آنهایی است که در سرزمین مادری آنها وجود داشت.
Columbus' accomplishment, once accepted, enabled mankind to use the existing skills of seacraft for vastly greater undertakings.
دستاورد کریستف کلمب، پس از پذیرش، به بشریت این امکان را داد تا از مهارتهای موجود دریانوردی برای انجام کارهای بسیار بزرگتر استفاده کند.
You can relax and feel safe in the knowledge that I am a fully qualified and vastly experienced shover.
میتوانید استراحت کنید و با اطمینان احساس امنیت کنید زیرا من یک متخصص و با تجربه در این زمینه هستم.
vastly different
بسیار متفاوت
vastly improve
به طور قابل توجهی بهبود بخشیدن
vastly exceed
بسیار فراتر رفتن
vastly superior
بسیار برتر
vastly underestimated
بسیار دست کم گرفته شده
vastly important
بسیار مهم
the company was vastly overmanned.
شرکت به طور گسترده ای پرسنل داشت.
Death was considered vastly preferable to dishonor.
مرگ به عنوان بهتر از بدنامی در نظر گرفته شد.
a microwave that is vastly superior in design to all other models
ماکرویی که از نظر طراحی به طور قابل توجهی برتر از سایر مدل ها است.
Her private and public selves were vastly different.
خودهای خصوصی و علنی او بسیار متفاوت بودند.
The new model of locamotives vastly excels the old one in performance.
مدل جدید قطارها از نظر عملکرد به طور قابل توجهی از مدل قدیمی بهتر است.
their economic circumstances are vastly different from those which pertained in their land of origin.
شرایط اقتصادی آنها بسیار متفاوت از آنهایی است که در سرزمین مادری آنها وجود داشت.
Columbus' accomplishment, once accepted, enabled mankind to use the existing skills of seacraft for vastly greater undertakings.
دستاورد کریستف کلمب، پس از پذیرش، به بشریت این امکان را داد تا از مهارتهای موجود دریانوردی برای انجام کارهای بسیار بزرگتر استفاده کند.
You can relax and feel safe in the knowledge that I am a fully qualified and vastly experienced shover.
میتوانید استراحت کنید و با اطمینان احساس امنیت کنید زیرا من یک متخصص و با تجربه در این زمینه هستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید