vehemently

[ایالات متحده]/ˈvi:ɪməntlɪ/
[بریتانیا]/'viəməntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با احساس شدید یا باور؛ با شور و شوق

عبارات و ترکیب‌ها

argued vehemently

بحث کرد به شدت

oppose vehemently

مخالفت کرد به شدت

جملات نمونه

Both women vehemently deny the charges against them.

هر دو زن به شدت از اتهامات وارد شده به آنها انکار می کنند.

He argued with his wife so vehemently that he talked himself hoarse.

او با همسرش به شدت بحث کرد که خودش از خستگی صدایش گرفته بود.

The vainglorious presence of Marilyn Monroe is placed alongside the subdued countenance of Mother Theresa, Che Guevara glares vehemently in opposition to the pacifistic visage of Mahatma Gandhi.

حضور خودخواهانه مریلین مونرو در کنار چهره آرام مادر ترزا قرار گرفته است، چه گوارا با خشم با چهره صلح طلب مهاتما گاندی مخالفت می کند.

vehemently deny the accusations

به شدت از اتهامات انکار کردن

argue vehemently with a friend

به شدت با یک دوست بحث کردن

vehemently oppose the new policy

به شدت با سیاست جدید مخالفت کردن

protest vehemently against the decision

به شدت علیه تصمیم اعتراض کردن

vehemently express their disapproval

به شدت عدم تایید خود را بیان کردن

vehemently defend their position

به شدت از موضع خود دفاع کردن

vehemently argue for their rights

به شدت برای حقوق خود استدلال کردن

vehemently criticize the government's actions

به شدت اقدامات دولت را مورد انتقاد قرار دادن

vehemently condemn the violence

به شدت خشونت را محکوم کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید