veined

[ایالات متحده]/veɪnd/
[بریتانیا]/vend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با رگ‌ها، با رگ‌های برگ، با دانه‌های چوب، نشان‌دهنده رگ‌ها.
Word Forms
قسمت سوم فعلveined

عبارات و ترکیب‌ها

veined leaves

برگ‌های رگه‌دار

veined marble

مرمر رگه‌دار

جملات نمونه

be veined by railroads

دارای رگه‌های ریلی بودن

glumes shortly hairy, apex acuminate to aristiform, lower glume ca. 8 mm, 1-veined, upper glume 10–15 mm, 3-veined;

glumes کوتاه و پوشیده از مو، نوک تیز به شکل aristiform، غلاف پایینی حدود 8 میلی‌متر، 1 رگ، غلاف بالایی 10-15 میلی‌متر، 3 رگ;

lower lemma subcoriaceous, 7–9-veined, acute or with a stout 0.3–1 mm mucro;

lemma پایین‌تر، زیرپوستی، با رگ‌های 7 تا 9 رشته‌ای، تیز یا دارای یک زائده‌ای با ضخامت 0.3 تا 1 میلی‌متر;

Flowers pale violet or purple-violet, 3-5 cm.Lateral sepals 2, ovate-falcate, ca. 7 mm, 5-veined, inequilateral, apex acuminate.

گل‌های به رنگ بنفش روشن یا بنفش ارغانی، 3-5 سانتی‌متر. گلبرگ‌های جانبی 2، تخم‌مرغی-سرحلقه ای، حدود 7 میلی‌متر، 5 رگه، نامتقارن، نوک تیز.

The veined leaves of the plant were a beautiful sight.

برگ‌های رگدار گیاه منظره‌ای زیبا بودند.

She had veined hands from years of hard work.

دست‌های او به دلیل سال‌ها کار سخت رگدار شده بودند.

The marble countertop was veined with different shades of grey.

سطح رویه مرمر با رنگ‌های مختلف خاکستری رگه‌دار بود.

The chef carefully selected a veined cheese for the dish.

سرآشپز با دقت یک پنیر رگ‌دار برای غذا انتخاب کرد.

The artist used a veined brushstroke technique to create texture in the painting.

هنرمند از یک تکنیک ضربه قلم‌مو رگه‌دار برای ایجاد بافت در نقاشی استفاده کرد.

The veined wings of the butterfly shimmered in the sunlight.

بال‌های رگ‌دار پروانه در نور خورشید می‌درخشیدند.

The statue was made of veined marble, giving it a unique and elegant look.

مجسمه از مرمر رگ‌دار ساخته شده بود که به آن ظاهری منحصر به فرد و ظریف می‌داد.

The veined pattern on the fabric added a touch of sophistication to the dress.

الگوی رگه‌دار روی پارچه ظرافت خاصی به لباس بخشید.

The doctor examined the patient's veined arm to find a suitable vein for the injection.

پزشک بازوی رگ‌دار بیمار را برای یافتن رگ مناسب برای تزریق معاینه کرد.

The veined texture of the rock made it ideal for climbing.

بافت رگ‌دار سنگ آن را برای صعود ایده‌آل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید