velvety

[ایالات متحده]/ˈvelvəti/
[بریتانیا]/ˈvelvəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم و صاف مانند مخمل

عبارات و ترکیب‌ها

velvety smooth

بسیار نرم و لطیف

soft and velvety

نرم و مخملی

velvety texture

بافت مخملی

velvety touch

حسی مخملی

جملات نمونه

feel the velvety smoothness of a peach.

احساس لطافت مخملی یک هلو

velvety red petals tipped with white.

گلبرگ های قرمز مخملی که با نوک سفید پوشیده شده اند.

Her skin was admired for its velvety softness.

پوست او به خاطر لطافت مخملی اش تحسین می شد.

brown velvety-plumaged songbirds of the northern hemisphere having crested heads and red waxy wing tips.

پرندگان آوازخوان قهوه‌ای با پرهای مخملی از نیمکره شمالی که دارای سرهای تاج‌دار و نوک‌های بال‌های قرمز مومی هستند.

Palate:Well-balanced,notably crisp and refreshing,showing a tasty acidity;yet with a velvety texture.Concludes with crip citrus notes.

طعم: متعادل، به طور قابل توجهی ترد و با طراوت، نشان دهنده اسیدیته ای خوشمزه؛ با این حال، با بافتی مخملی. با نت های مرکبات ترد به پایان می رسد.

Sixth in the Mackie series, Masquerade Ball™ Barbie& wears a multi-colored harlequin gown of vivid glass bugle beads sewn in diamond patterns, and accented with a velvety black overskirt.

ششمین قسمت از مجموعه Mackie، باربی ماسکرِید بال™ یک لباس هارلکین چند رنگ از مهره‌های شیشه‌ای زنده به شکل الماس می‌پوشد و با یک دامن مشکی مخملی تزئین شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید