vendible

[ایالات متحده]/ˈvɛndəbl/
[بریتانیا]/ˈvɛndəbl/

ترجمه

adj. قابل فروش; قابل بازار; به طور کلی پذیرفته شده
n. موردی که می‌تواند فروخته شود; کالاهایی که می‌توانند فروخته شوند

عبارات و ترکیب‌ها

vendible goods

کالا‌های قابل فروش

vendible products

محصولات قابل فروش

vendible items

اقلام قابل فروش

vendible assets

دارایی‌های قابل فروش

vendible services

خدمات قابل فروش

vendible stocks

سهام قابل فروش

vendible inventory

موجودی قابل فروش

vendible properties

املاک قابل فروش

vendible commodities

کالاهای قابل فروش

vendible licenses

مجوزهای قابل فروش

جملات نمونه

the artist created several vendible pieces for the gallery.

هنرمند چندین قطعه قابل فروش برای گالری خلق کرد.

in the market, many vendible items attract tourists.

در بازار، بسیاری از اقلام قابل فروش گردشگران را جذب می کنند.

the company focuses on producing vendible products.

شرکت بر تولید محصولات قابل فروش تمرکز دارد.

they need to ensure their services are vendible.

آنها باید اطمینان حاصل کنند که خدمات آنها قابل فروش است.

her skills are highly vendible in today's job market.

مهارت های او در بازار کار امروز بسیار قابل فروش است.

finding vendible solutions is crucial for the startup.

یافتن راه حل های قابل فروش برای استارت آپ حیاتی است.

the app developers launched several vendible features.

توسعه دهندگان برنامه ویژگی های قابل فروش متعددی را راه اندازی کردند.

he has a talent for creating vendible content.

او استعداد خلق محتوای قابل فروش دارد.

they are working on making their ideas more vendible.

آنها در حال تلاش برای قابل فروش تر کردن ایده های خود هستند.

understanding market trends helps in producing vendible goods.

درک روند بازار به تولید کالاهای قابل فروش کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید