verdantly

[ایالات متحده]/ˈvɜː.dənt.li/
[بریتانیا]/ˈvɜr.dənt.li/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای سبز یا سرسبز؛ به شیوه‌ای ساده‌لوح یا بی‌تجربه

عبارات و ترکیب‌ها

verdantly green

سبزه‌نگاری

verdantly lush

سبزه‌نگاری انبوه

verdantly alive

سبزه‌نگاری زنده

verdantly fertile

سبزه‌نگاری حاصلخیز

verdantly vibrant

سبزه‌نگاری پر جنب‌وجوش

verdantly thriving

سبزه‌نگاری شکوفا

verdantly flourishing

سبزه‌نگاری رونق‌آمیز

verdantly decorated

سبزه‌نگاری تزئین‌شده

verdantly abundant

سبزه‌نگاری فراوان

verdantly picturesque

سبزه‌نگاری زیبا

جملات نمونه

the garden was verdantly alive with colors and sounds.

باغ مملو از رنگ‌ها و صداها به شکلی سرسبز و زنده بود.

we walked through the verdantly lush forest.

ما از میان جنگل سرسبز و پررونق عبور کردیم.

the verdantly green hills were a sight to behold.

تپه‌های سرسبز و سبز، منظره‌ای دیدنی بودند.

she painted the landscape verdantly, capturing its beauty.

او منظره را به شکلی سرسبز نقاشی کرد و زیبایی آن را به تصویر کشید.

the park was verdantly maintained, attracting many visitors.

پارک به شکلی سرسبز و منظم نگهداری می‌شد و بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب می‌کرد.

they enjoyed a picnic in the verdantly shaded area.

آنها از پیک‌نیک در منطقه سایه‌دار و سرسبز لذت بردند.

the verdantly decorated room felt refreshing and inviting.

اتاق با دکوراسیون سرسبز، حس تازگی و دعوت‌کنندگی داشت.

in spring, the fields turn verdantly vibrant with flowers.

در بهار، مزارع به شکلی سرسبز و پر جنب و جوش با گل‌ها پوشیده می‌شوند.

the verdantly thriving ecosystem supports diverse wildlife.

زیستگاه سرسبز و در حال رشد، از حیات وحش متنوع پشتیبانی می‌کند.

her garden was verdantly flourishing, thanks to her care.

باغ او به لطف مراقبت‌هایش به شکلی سرسبز و شکوفا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید