viableness

[ایالات متحده]/[ˈvaɪəbləs]/
[بریتانیا]/[ˈvaɪəbləs]/

ترجمه

n. کیفیت بودن قابل اجرا؛ توانایی بقا یا موفقیت
adj. قابل انجام یا اعمال شدن؛ قابل اجرا؛ توانایی بقا یا توسعه یافتن؛ زنده

جملات نمونه

the project's long-term viableness is questionable given the current market trends.

پایداری بلندمدت پروژه با توجه به روندهای بازار فعلی مورد سوال است.

assessing the viableness of a new business requires thorough market research.

ارزیابی پایداری یک کسب و کار جدید نیازمند تحقیقات بازار جامع است.

we need to determine the viableness of this approach before committing resources.

قبل از تخصیص منابع، باید پایداری این رویکرد را تعیین کنیم.

the viableness of the plan depends heavily on securing additional funding.

پایداری این برنامه به شدت به امنیت سرمایه گذاری اضافی وابسته است.

a key factor in evaluating viableness is the potential return on investment.

یک عامل کلیدی در ارزیابی پایداری، بازدهی محتمل سرمایه گذاری است.

the company's viableness was threatened by increased competition.

پایداری شرکت توسط افزایش رقابت تهدید شد.

we analyzed the viableness of several different strategies.

ما پایداری چندین استراتژی متفاوت را تحلیل کردیم.

the viableness of the startup hinges on attracting early adopters.

پایداری این شرکت نوپا به جذب کاربران اولیه وابسته است.

the consultant questioned the viableness of the proposed merger.

کارشناس پایداری ادغام پیشنهادی را به سوالاتی کشید.

ensuring the viableness of the product line is crucial for the company's success.

ضمن پایداری خط تولید، برای موفقیت شرکت حیاتی است.

the study examined the viableness of using renewable energy sources.

این مطالعه پایداری استفاده از منابع انرژی تجدید پذیر را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید