vice-champion

[ایالات متحده]/[ˈvɪs ˈtʃæmpiən]/
[بریتانیا]/[ˈvɪs ˈtʃæmpiən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا تیم که در یک رقابت دوم شده است.؛ بهترین رقبه دوم در یک رقابت.

عبارات و ترکیب‌ها

vice-champion status

وضعیت نایب قهرمان

becoming vice-champion

شدن نایب قهرمان

vice-champion team

تیم نایب قهرمان

named vice-champion

نامگذاری به عنوان نایب قهرمان

vice-champions crowned

نایب قهرمانان تاج گذاری شدند

vice-champion finish

پایان نایب قهرمان

vice-champion runner

راننده نایب قهرمان

vice-champion race

مسابقه نایب قهرمان

vice-champion title

عنوان نایب قهرمان

vice-champion year

سال نایب قهرمان

جملات نمونه

the young athlete was thrilled to be named vice-champion in the national competition.

ورزشکار جوان به خاطر اینکه نایب قهرمان مسابقات کشوری نامیده شد، خوشحال بود.

despite losing by a narrow margin, the vice-champion showed incredible sportsmanship.

هر چند که با فاصله نزدیک بازنده شد، نایب قهرمان ورزشکاری بزرگ نشان داد.

becoming vice-champion was a significant achievement for the team after years of hard work.

شدن نایب قهرمان برای تیم پس از سال‌ها کار سخت یک دستاورد بزرگ بود.

the vice-champion delivered a gracious speech, congratulating the winner on their victory.

نایب قهرمان یک سخنرانی لطیف ارائه داد و قهرمان را به دلیل پیروزی‌اش تبریک گفت.

securing the vice-champion title boosted the athlete's confidence for future competitions.

دریافت عنوان نایب قهرمان اعتماد ورزشکار را به مسابقات آینده افزایش داد.

the team celebrated their success in reaching the final and becoming vice-champion.

تیم موفقیت خود در رسیدن به فینال و شدن نایب قهرمان را جشن گرفت.

many fans considered the vice-champion to be the true winner given the close score.

بیشتر معجبان با توجه به نزدیک بودن نتیجه، نایب قهرمان را قهرمان واقعی دانستند.

the vice-champion’s performance demonstrated remarkable skill and determination.

عملکرد نایب قهرمان مهارت و اصرار بسیاری را نشان داد.

the vice-champion expressed disappointment but vowed to train harder for next year.

نایب قهرمان ناامیدی خود را بیان کرد اما قول داد که سال آینده سخت‌تر تمرین کند.

the vice-champion received a silver medal as a reward for their outstanding performance.

نایب قهرمان به خاطر عملکرد برجسته‌اش یک مدال نقره دریافت کرد.

being vice-champion is a testament to their dedication and perseverance.

شدن نایب قهرمان گواه پشتکار و تعهدشان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید