victimized individuals
افراد آسیبدیده
victimized groups
گروههای آسیبدیده
victimized children
کودکان آسیبدیده
victimized communities
جامعههای آسیبدیده
victimized women
زنان آسیبدیده
victimized workers
کارگران آسیبدیده
victimized minorities
اقلیتهای آسیبدیده
victimized citizens
شهروندان آسیبدیده
victimized families
خانوادههای آسیبدیده
victimized persons
افراد آسیبدیده
many people feel they have been victimized by the system.
بسیاری از افراد احساس میکنند که مورد آسیب قرار گرفتهاند.
she was victimized by a scam artist.
او توسط یک کلاهبردار مورد آسیب قرار گرفت.
victimized individuals often struggle to find justice.
افراد آسیبدیده اغلب برای یافتن عدالت تلاش میکنند.
he felt victimized after the unfair treatment at work.
او پس از رفتار ناعادلانه در محل کار احساس کرد که مورد آسیب قرار گرفته است.
victimized communities need support and resources.
جامعات آسیبدیده به حمایت و منابع نیاز دارند.
many children are victimized by bullying in schools.
بسیاری از کودکان در مدارس مورد آزار و اذیت قرار میگیرند.
she spoke out to help other victimized women.
او برای کمک به سایر زنان آسیبدیده صحبت کرد.
victimized workers deserve fair compensation.
کارگران آسیبدیده استحقار جبران خسارت منصفانه دارند.
he was victimized by false accusations.
او مورد اتهامات نادرست قرار گرفت.
organizations are working to protect victimized individuals.
سازمانها برای محافظت از افراد آسیبدیده تلاش میکنند.
victimized individuals
افراد آسیبدیده
victimized groups
گروههای آسیبدیده
victimized children
کودکان آسیبدیده
victimized communities
جامعههای آسیبدیده
victimized women
زنان آسیبدیده
victimized workers
کارگران آسیبدیده
victimized minorities
اقلیتهای آسیبدیده
victimized citizens
شهروندان آسیبدیده
victimized families
خانوادههای آسیبدیده
victimized persons
افراد آسیبدیده
many people feel they have been victimized by the system.
بسیاری از افراد احساس میکنند که مورد آسیب قرار گرفتهاند.
she was victimized by a scam artist.
او توسط یک کلاهبردار مورد آسیب قرار گرفت.
victimized individuals often struggle to find justice.
افراد آسیبدیده اغلب برای یافتن عدالت تلاش میکنند.
he felt victimized after the unfair treatment at work.
او پس از رفتار ناعادلانه در محل کار احساس کرد که مورد آسیب قرار گرفته است.
victimized communities need support and resources.
جامعات آسیبدیده به حمایت و منابع نیاز دارند.
many children are victimized by bullying in schools.
بسیاری از کودکان در مدارس مورد آزار و اذیت قرار میگیرند.
she spoke out to help other victimized women.
او برای کمک به سایر زنان آسیبدیده صحبت کرد.
victimized workers deserve fair compensation.
کارگران آسیبدیده استحقار جبران خسارت منصفانه دارند.
he was victimized by false accusations.
او مورد اتهامات نادرست قرار گرفت.
organizations are working to protect victimized individuals.
سازمانها برای محافظت از افراد آسیبدیده تلاش میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید