vif

[ایالات متحده]//vɪf//
[بریتانیا]//vɪf//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تابش فرکانس بسیار پایین (کامپیوتر)
adj. پر انرژی؛ سریع (نادر)

عبارات و ترکیب‌ها

life vif

Persian_translation

vif memory

Persian_translation

feel vif

Persian_translation

vivify life

Persian_translation

vif spirit

Persian_translation

جملات نمونه

the vif colors of the sunset captivated everyone.

رنگ‌های زیبای غروب خورشید همه را جذب کرد.

she has a vif personality that lights up every room.

او شخصیتی زیبایی دارد که هر اتاقی را روشن می‌کند.

his vif imagination led him to create amazing art.

تخيل زیبای او باعث شد تا هنر بسیار خاصی ایجاد کند.

the debate took on a vif character as emotions ran high.

بازده با حالتی زیبا شد زیرا احساسات به شدت بالا رفته بود.

their vif exchange of ideas sparked new innovations.

تبادل ایده‌های زیبای آن‌ها نوآوری‌های جدیدی را به وجود آورد.

the vif memory of childhood remained with him forever.

یادگاری زیبای کودکی با او همیشه همراه بود.

she felt a vif desire to travel the world.

او احساس کرد که می‌خواهد جهان را سفر کند.

the flower had a vif red color that stood out.

گل دارای رنگ قرمز زیبایی بود که متمایز بود.

his vif criticism helped improve the project significantly.

انتقاد زیبای او به طور قابل توجهی پروژه را بهبود بخشید.

the audience responded with vif applause to the performance.

بیننده‌ها با تشویق زیبایی به نمایش پاسخ دادند.

the vif interest in learning new languages grows every year.

علاقه زیبایی به یادگیری زبان‌های جدید هر ساله افزایش می‌یابد.

she showed a vif interest in ancient history during the lecture.

او در حین سخنرانی علاقه زیبایی به تاریخ باستان نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید