villagizes

[ایالات متحده]/vɪlɪdʒaɪzɪz/
[بریتانیا]/vɪlɪdʒaɪzɪz/

ترجمه

v. third person singular present tense of villagize; to make into or as if into a village; to give a village-like character to
v. شخص سوم مفرد زمان حال فعل villagize؛ تبدیل کردن به یا شبیه به یک دهکده؛ دادن حال و هوای دهکده به

عبارات و ترکیب‌ها

rapidly villagizes

Persian_translation

جملات نمونه

the government villagizes the remote areas to promote sustainable development.

دولت مناطق دورافتاده را دهکده‌سازی می‌کند تا توسعه پایدار را ترویج کند.

urban planning policies villagizes traditional neighborhoods to preserve cultural heritage.

سیاست‌های برنامه‌ریزی شهری محله‌های سنتی را دهکده‌سازی می‌کند تا از میراث فرهنگی محافظت کند.

the development project villagizes the coastline, creating small fishing communities.

پروژه توسعه خط ساحلی را دهکده‌سازی می‌کند و جوامع ماهیگیری کوچک ایجاد می‌کند.

modern architecture sometimes villagizes interior spaces to foster community feeling.

معماری مدرن گاهی اوقات فضاهای داخلی را دهکده‌سازی می‌کند تا حس اجتماع را تقویت کند.

the new urban design villagizes the commercial district with open plazas and gathering spaces.

طراحی شهری جدید منطقه تجاری را با فضاهای باز و مکان‌های گردهمایی دهکده‌سازی می‌کند.

some developers villagizes gated communities to recreate the atmosphere of small towns.

برخی از توسعه‌دهندگان جوامع gated را دهکده‌سازی می‌کنند تا فضایی از شهرهای کوچک را بازسازی کنند.

the charity organization villagizes refugee camps to provide better living conditions.

سازمان خیریه اردوگاه‌های آوارگان را دهکده‌سازی می‌کند تا شرایط زندگی بهتری را فراهم کند.

tourism initiatives villagizes historical sites to attract visitors while maintaining authenticity.

ابتکارات گردشگری مکان‌های تاریخی را دهکده‌سازی می‌کند تا در حالی که اصالت خود را حفظ می‌کند، بازدیدکنندگان را جذب کند.

agricultural reform programs villagizes industrial farms into cooperative living spaces.

برنامه‌های اصلاحات کشاورزی مزارع صنعتی را به فضاهای زندگی مشارکتی دهکده‌سازی می‌کند.

educational institutions sometimes villagizes campuses to encourage student interaction.

مؤسسات آموزشی گاهی اوقات محوطه دانشگاهی را دهکده‌سازی می‌کنند تا تعامل دانشجویان را تشویق کنند.

the urban renewal project villagizes the downtown area with pedestrian-friendly zones.

پروژه نوسازی شهری منطقه downtown را با مناطق مناسب برای پیاده‌روی دهکده‌سازی می‌کند.

environmental conservation efforts villagizes protected areas to minimize human impact.

تلاش‌های حفظ محیط زیست مناطق محافظت شده را دهکده‌سازی می‌کند تا تأثیرات انسانی را به حداقل برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید