villainy

[ایالات متحده]/'vɪlənɪ/
[بریتانیا]/'vɪləni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرارت؛ گناهکاری؛ خطا؛ گناهکاری.
Word Forms

جملات نمونه

the villainy of professional racketeers.

فریبکاری دلالان حرفه‌ای

He was known for his villainy throughout the kingdom.

او به خاطر شرارتش در سراسر پادشاهی شناخته شده بود.

The novel's plot revolves around the villainy of the main antagonist.

طرح رمان حول محور شرارت شخصیت اصلی دشمن می‌چرخد.

She was shocked by the extent of his villainy.

او از میزان شرارت او شوکه شده بود.

The movie portrayed the villainy of the character in a chilling manner.

فیلم شرارت شخصیت را به روشی دلهره‌آور به تصویر کشید.

The villain's villainy knew no bounds.

شرارت شخصیت منفی حد و مرزی نمی‌شناخت.

The story is filled with betrayal and villainy.

داستان مملو از خیانت و شرارت است.

His villainy was finally exposed to the public.

شرارت او سرانجام برای عموم فاش شد.

The play delves into the depths of human villainy.

نمایش به اعماق شرارت انسان نفوذ می‌کند.

The villainy of the character added an element of suspense to the story.

شرارت شخصیت، عنصری از تعلیق را به داستان اضافه کرد.

She was appalled by the sheer villainy of his actions.

او از شدت شرارت اعمال او شوکه شده بود.

نمونه‌های واقعی

We do have villainy, but we also have great compassion among ourselves.

ما شرارت را داریم، اما همچنین شفقت بزرگ را در بین خودمان داریم.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

He studied the somber mask of villainy on Piter's effeminate face.

او ماسک دلگیرکننده شرارت را بر چهره زنانه پیتر مطالعه کرد.

منبع: "Dune" audiobook

The cat's-paw theory offered no safer clue, than the frank, old-fashioned, honest theory of villainy.

نظریه دست‌نویس هیچ سرنخ امن‌تری را ارائه نداد، بیشتر از نظریه رک، قدیمی و صادقانه شرارت.

منبع: The Education of Henry Adams (Volume 1)

We can say the real proof of his villainy start in 1974, when Bundy was 27 years old.

می‌توانیم بگوییم که شواهد واقعی شرارت او از سال 1974 شروع می‌شود، زمانی که باندي 27 ساله بود.

منبع: World Atlas of Wonders

Trump's assault on the Justice Department, his extortion of foreign allies, his obsession with domestic enemies all rhyme with Nixonian villainy and go further.

حمله ترامپ به وزارت دادگستری، اخاذی از متحدان خارجی، وسواس او با دشمنان داخلی همگی با شرارت نیکسون‌وار همخوانی دارند و بیشتر پیش می‌روند.

منبع: Time

' A long silence ensued; during which the Jew was plunged in deep thought, with his face wrinkled into an expression of villainy perfectly demoniacal.

سکوت طولانی ادامه یافت؛ در حالی که یهودی در فکر عمیق فرو رفت، با چهره‌ای که به طرز شیطانی درهم چسبیده بود.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

While his innocence or guilt was debated in Madrid with the utmost acrimony, Ambrosio was a prey to the pangs of conscious villainy, and the terrors of punishment impending over him.

در حالی که بیگناهی یا گناهکاری او با نهایت خشونت در مادرید مورد بحث قرار می‌گرفت، آمبروزیو طعمه دردها و رنج‌های شرارت آگاهانه و وحشت مجازاتی بود که بر سرش بود.

منبع: Monk (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید