malevolence

[ایالات متحده]/mə'lev(ə)l(ə)ns/
[بریتانیا]/məˈlɛvələns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کینه، شرارت
Word Forms

جملات نمونه

The villain's malevolence was evident in his sinister smile.

بدیخواهیِ شخصیت شرور در لبخند شیطانی‌اش آشکار بود.

She could sense the malevolence in his eyes as he glared at her.

او می‌توانست بدیخواهی را در چشمانش در حالی که به او خیره می‌شد، حس کند.

The malevolence of the witch was feared by all the villagers.

بدیخواهی جادوگر از همه روستاییان وحشت‌زده بود.

His malevolence towards his enemies knew no bounds.

بدیخواهی او نسبت به دشمنانش حد و مرزی نمی‌شناخت.

The malevolence in his actions was disturbing to everyone around him.

بدیخواهی در اعمالش برای همه اطرافیان آزاردهنده بود.

The malevolence of the dictator was felt by the entire nation.

بدیخواهی دیکتاتور توسط کل ملت احساس می‌شد.

The malevolence behind her smile sent shivers down his spine.

بدیخواهی پشت لبخندش باعث لرزش ستون فقرات او شد.

The malevolence in her words cut deep into his heart.

بدیخواهی در سخنانش عمیقاً در قلب او نفوذ کرد.

The dark forest was filled with an aura of malevolence.

جنگل تاریک مملو از فضایی از بدیخواهی بود.

The malevolence in his tone was unmistakable.

بدیخواهی در لحن او غیرقابل انکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید