visceral

[ایالات متحده]/ˈvɪsərəl/
[بریتانیا]/ˈvɪsərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ارگان‌های داخلی
instinctive
coming from the depths of one's being
crude

عبارات و ترکیب‌ها

visceral reaction

واکنش شهودی

visceral feeling

احساس شهودی

visceral organs

اندام‌های درونی

visceral fat

چربی احشایی

جملات نمونه

the visceral nervous system.

سیستم عصبی ارگانى

the voters' visceral fear of change.

ترس درونی رای‌دهندگان از تغییر

have the visceral conviction that ...

داشتن اعتقاد قوی و غریزی که...

visceral needs.See Synonyms at instinctive

نیازهای درونی. برای مترادف‌ها به غریزی مراجعه کنید

visceral revulsion. See also Synonyms at spontaneous

منزجر کننده شدید. همچنین به مترادف ها در خودجوش مراجعه کنید

The loose connective tissue around the neurovascular tracts,and 5.The loose connective tissue at the visceral hili and tunicae.

بافت همبند شل در اطراف مجاری عصبی و عروقی، و 5. بافت همبند شل در هیل‌های احشایی و تونیکا.

<br/> The central nervous ganglia of the Cellana toreuma including a pair of cerebral ganglia,pedal ganglia,pleural ganglia and a visceral ganglion.

گنگلیای عصبی مرکزی Cellana toreuma از جمله یک جفت گنگلیای مغزی، گنگلیای پا، گنگلیای پلورال و یک گانگلیای احشایی.

There were large amount of serious fibrino and suppurative fibrino exudation on the serosa of liver hepar, lung, spleen, parietal layer and visceral layer of pericardium.

مقدار زیادی از ترشحات فیبرینی جدی و فیبرینی چرکی بر روی سروز کبد، هپار، ریه، طحال، لایه پاریتال و لایه پوششی پریکارد وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید