volunteers

[ایالات متحده]/ˌvɒlənˈtɪəz/
[بریتانیا]/ˌvɑːlənˈtɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور داوطلبانه چیزی را انجام می‌دهند
v. پیشنهاد دادن برای انجام چیزی بدون اینکه خواسته شود

عبارات و ترکیب‌ها

volunteers needed

داوطلبان مورد نیاز

volunteers welcome

از داوطلبان استقبال می کنیم

volunteers required

داوطلبان مورد نیاز

volunteers support

حمایت داوطلبان

volunteers wanted

داوطلب مورد نظر

volunteers program

برنامه داوطلبان

volunteers training

آموزش داوطلبان

volunteers organization

سازمان داوطلبان

volunteers event

رویداد داوطلبان

volunteers network

شبکه داوطلبان

جملات نمونه

many volunteers helped clean up the park.

بسیاری از داوطلبان به پاکسازی پارک کمک کردند.

volunteers are needed to assist at the event.

برای کمک در رویداد به داوطلبان نیاز است.

the organization relies on volunteers for support.

سازمان برای حمایت به داوطلبان متکی است.

we appreciate the hard work of our volunteers.

ما از تلاش‌های سخت داوطلبانمان قدردانی می‌کنیم.

volunteers play a crucial role in the community.

داوطلبان نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کنند.

she decided to become a volunteer at the shelter.

او تصمیم گرفت در پناهگاه داوطلب شود.

volunteers often gain valuable experience through their work.

داوطلبان اغلب از طریق کار خود تجربه ارزشمندی به دست می‌آورند.

our volunteers organized a fundraiser for the charity.

داوطلبان ما یک اهدای کننده برای خیریه سازماندهی کردند.

volunteers can make a significant impact in their communities.

داوطلبان می‌توانند تأثیر قابل توجهی در جوامع خود داشته باشند.

there are many opportunities for volunteers to get involved.

فرصت‌های زیادی برای مشارکت داوطلبان وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید